چاپ اين صفحه صفحه اصلي سايت نبي اكرم صلوات الله عليه | موضوعات تحقيقاتي | ارسال نظر در خصوص اين مطلب
 

بسم الله الرحمن االرحيم

همه چيز درباره شيطان پرستي

 

فهرست

شرح واژه ها و اصطلاحات

تاريخچه شيطان پرستي

مبدا شيطان پرستي

شيطان پرستي قديمي

شيطان پرستي جديد

انواع شيطان پرستي از نظر ايدئولوژي

انجيل و کليساي شيطاني

پنتاگرام

سمبل ها و نمادها

مشخصه هاي ظاهري

شيطان پرستي و موسيقي متال

شيطان پرستي در مصر

شيطان پرستي در کردستان عراق

مقايسه شيطان پرستي در اديان

نقد شيطان پرستي

فهرست منابع

 


شيطان از ماده “شطن” گرفته شده، و “شاطن” به معناى “خبيث و پست” آمده است، و شيطان به موجود رانده شده، سركش و متمرد اطلاق مى شود و به معنى روح شرير و دور از حق ، نيز آمده است.”شيطان” اسم عام (اسم جنس) است ، در حالى كه ابليس” اسم خاص (عَلَم) مى باشد، و به عبارت ديگر شيطان به هر موجود موذى و منحرف كننده و طاغى و سركش ، خواه انسانى يا غير انسانى مى گويند، ونام ابليس در باورهاي اسلامي شيطان,به معناي كسي كه ادم را فريب داده است.

شيطان در غالب تمدنها و ملتها به موجود موذى ووسوسه کننده به شر و بديها گفته مى شود، موجودى كه از راه راست بيزار و بر كنار بوده و همواره در صدد است از راه القا و نيرنگ و وسوسه مردم را به جان هم اندازد ولذا مدام در صدد آزار ديگران است ، موجودى كه سعى مى كند ايجاد دودستگى نمايد، و اختلاف و فساد به راه اندازد، و اينكه به ابليس هم شيطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتى است كه در او وجود دارد.اما ابليس کلمه يا موجود مستقل ديگر نيست که جدا از شيطان باشد .کلمه اي من درآوردي است و همان شيطان است

شيطان معانى مختلفى دارد، كه يكى از مصداقهاى روشن آن دعوت انسان به خودخواهي و خودپرستي و ظلم و قتل و آزار و تجاوز به حقوق ديگران و.نفي حقوق ديگران و استبداد و خودرايي و…است و مصداق ديگر آن انسان‌هاى تبهکار و منحرف كننده است.

شيطان پرستي يکي از اعتقاداتي است که برخي به آن پيشينه هزاران ساله مي‌دهند و دليل آن را نيز پرستش هر موجود داراي قدرت توسط مردمان هزاران سال پيش و يا در نظر گرفتن دو خداي ضد هم يعني خداي خير و شر مي‌دانند.

شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور نيست. به همين جهت شيطان پرستي را جهان تاريك مي‌گويند. شيطان پرستي حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود. خود كشي توجيهي اينگونه دارد ، ” اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟” پاسخ مي‌دهد: مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در اين دنيا به دست نمي آيد. عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان به همراه قتل آنان بايد ديد.

اين بحث شيطان پرستي، خلاصه اي از بحثي است كه از سايت جامعه شناسي ايران نقل مي کنيم که گردآوري و تحقيق آن توسط خانم مريم سعادتي انجام شده است.

 

شرح واژه ها و اصطلاحات

مسيحيان جودو : عرفان مسيحيت يهودي، کابالا( فرقه اي با تلفيق اديان يهوديت و مسيحيت البته با تحريفات فراوان ).

داسني : پيروان فرقه باستاني ايزدي که بعدها به يزيديان معروف شدند.

ملک طاووس : شيطان در فرقه يزيديه با اين نام ياد مي شود.

پنتاگرام : ستاره پنج پر که از مهمترين و قدرتمندترين و ماندگارترين سمبل ها در تاريخ بشر است.

زقوم : درختي در جهنم با ميوه اي بسيار تلخ که جهنميان از آن مي خورند.

 

تاريخچه شيطان پرستي

شايد عده اي شيطان پرستي را آئيني مدرن و نهايتا مربوط به قرن ۱۶ – ۱۵ ميلادي بدانند اما واقعيت چيز ديگريست. شايد بتوان تاريخچه شيطان پرستي را به قرون اوليه پيدايش آدمي نسبت داد. البته شواهد به دست آمده اين حرف را تصديق مي‌کند که شيطان پرستي در نواحي امريکاي لاتين، امريکاي جنوبي و افريقاي مرکزي به قرن ها قبل از ميلاد مسيح برمي‌گردد و قبايلي که آثاري از آنها باقي مانده است اين احاديث را تصديق مي‌کنند. در اکتشافات به دست آمده در امريکاي جنوبي يکي از قبايل اين قاره که اعتقاد بسياري به خوب و بد داشتند شيطان را پرستش مي‌کردند و حتي قرباني هايي را از انسان به شيطان هديه مي‌کردند که مکانهاي انجام مراسم قرباني هنوز وجود دارد و اجساد موميايي به دست آمده و نوع کشته شدن ها نشانگر قرباني شدن اين انسانها (که در آنها بيشتر زنان به چشم مي‌خورند) است. در افريقاي مرکزي و در دشتها و کويرهاي سوزان اين قاره نيز در قبايلي که معروفترين آن قبيله “اوکاچا” مي‌باشد، شيطان به عنوان قدرت مطلق زمين و آسمان و پديد آورنده آن و خداي خشم و نفرت پرستش مي‌شد و حتي قرباني هايي نيز در مواقع خاص به آن اهداء مي‌شد. ذکر اين نکته ضروري است که زمان قرباني کردن انسانها در برابر شيطان لحظه هاي خاصي بوده است.

تاريخچه شيطان پرستي به سالهاي بسيار دور بر مي‌گردد که بعدها اين آئين و سنت به صورتهاي ديگر نمود پيدا کرد که چيزهايي از گذشته چه با تحريف و چه بدون تحريف دست به دست در حال عبور همراه با زمان است. البته شيطان پرستي در زمان پيدايش زبان و خط و زمان مادها، سومريان، بابليان و … نيز ادامه داشت تا در قرون ۱۴ -۱۵ ميلادي شيطان پرستي نوين به وجود آمد.

 

مبدا شيطان پرستي

مبدا شيطان پرستي قديمي همانطور که گفته شد به قرون اوليه آدمي بر مي گردد. در زمانهاي قديم انسانها در برابر هر چيزي که قدرت مقابله با آن را نداشتند و از درک آن عاجز بودند، تسليم مي‌شدند و سجده مي‌کردند. شيطان پرستي قديمي بر اساس سنتهاي خداپرستي و شيطان پرستي واقع نشده است و نمي‌تواند اينگونه باشد لذا آنها براي اينکه در مقابل قدرتي بزرگ سجده کنند و مسلما اين قدرت در شب از عظمت مخصوصي برخوردار بوده است به ستايش و پرستش موجودي فوق طبيعي و دهشتناک که قدرت فوق العاده اي دارد مي‌پرداختند که مبدا شيطان پرستي قديمي را به وجود آورد.

اما مبدا شيطان پرستي جديد؛ آيا واقعا در ابتدا شيطان پرستي وجود داشته است يا در ابتدا جادوگري وجود داشته است، معلوم نيست؛ اما عنواني که مسلما قدرت بيشتري دارد اين است که جادوگري ابتدا وجود داشته و سپس شيطان پرستي نوين از آن شکل گرفته است. شيطان پرستي جديد را پاره اي از انگليسيان که گفته مي‌شود از نجيب زادگان بوده اند به راه انداخته اند براي اينکه از قدرت شيطان و قدرت تاريکي بهره ببرند و پس از آن مراسم شيطان پرستي نوين برگزار مي‌شود. در حقيقت شيطان پرستي نوين در انگلستان و در حدود قرون ۱۵-۱۶ ميلادي به وجود آمد. البته تغييرات بسياري نسبت به شيطان پرستي قديمي و قرون وسطايي داشت؛ اما به هر حال استفاده از قدرت شيطان همچنان باقي مانده است و اين چيزيست که نمي‌توان خط بطلاني بر روي آن کشيد.

 

شيطان پرستي قديمي

شيطان پرستي قديمي شيطان پرستي اي است که به قرون وسطي برمي‌گردد،؛ با اينکه همانطور که در تاريخچه شيطان پرستي ذکر گرديد شيطان پرستي به قبل از ميلاد مسيح برمي‌گردد اما اصولا شيطان پرستي قديمي را مربوط به قرون وسطي مي‌دانند. موضوعي که امروزه درباره شيطان پرستي قديمي وجود دارد و در برخي کتابها ديده مي‌شود به اين مطلب برمي‌گردد که اصولا شيطان را کليسا به وجود آورد تا تمام بديها و پليديها را به آن نسبت دهد تا به نوعي هم خدمتي به بشريت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نيز که در قرون وسطي از قدرت زيادي برخوردار بودند با عنوان جادوگران سياه به عنوان پيروان شيطان معرفي کند تا هم گناهان را دفع کند و هم قدرت جادوگران را کم کند. البته اين يک نظريه اي است که آنچنان که بايد و شايد نمي‌تواند قدرت داشته باشد و انسان را حداقل از لحاظ فکري ارضا کند. زيرا قبل از مسيحيت و در زمانهاي حضرت ابراهيم و حضرت موسي و حتي بسيار قبل از آنها شيطان پرستي وجود داشته و چيزي به عنوان شيطان مسلما وجود دارد زيرا اگر وجود نداشت هيچگاه آدم و حوا به زمين سقوط نمي‌کردند! پس نظريه فوق را مي‌توان نظريه اي مغرضانه نسبت به مسيحيت و کليسا خواند.

شيطان پرستي قديمي از لحاظ معني و از لحاظ اعمال انجام شده مسلما با شيطان پرستي کنوني بسيار تفاوت دارد. شايد بتوان گفت چيزي که به عنوان شيطان پرستي امروزه در جوامع گوناگون قرار دارد شيطان پرستي قديمي يا قرون وسطايي است که اين شيطان پرستي به طور کلي محکوم شده است و شيطان پرستي جديد با آن به مبارزه برخواسته است اما خوب هنوز عده زيادي آن را قبول دارند و به آن احترام مي‌گذارند و قوانين آن را اجرا مي‌کنند. شيطان پرستي قديمي استفاده از کمک شيطان در کارهاي زيان آور و کمک به برخي پادشاهان در جنگها بوده است و حتي همسر پادشاه فرانسه در قرن ۱۳ ميلادي براي نجات شوهر خود از مرگ مراسم شيطان پرستي قرون وسطايي را انجام داد. شيطان پرستي قديمي اعتقاد دارد که شيطان وجود دارد و قدرت او عظيم ترين قدرت بر روي جهان است.

اصل شهوتراني و ارضاي جنسي اصل لاينفک اين مراسم است. شيطان پرستي قديمي مخالف با مسيحيت و کليسا است و دقيقا در مراسم خود اعمال ضد مسيحيت را انجام مي‌دهد. آنها به مسيحيت و کليسا اعتقادي ندارند و آنها را عامل بدبختي مردم مي‌دانند. آنها مي‌گويند مسيح پيامبري بود که بايد زمين را آباد مي‌کرد و مردم را به راه راست مي‌برد اما تنها کاري که انجيل انجام داده دروغگويي و رواج بدي در جامعه است ! آنها قرباني انسان را امري ضروري براي آرامش و احترام به شيطان مي‌دانند و در اين ميان دختر بچه ها بهترين قرباني براي شيطان هستند. ريختن خون در اين مراسم نشانه تقدس اين مراسم است ( همانند نوشيدن شراب در عشاي رباني مسيحيت که به عنوان نشانه تقدس و خون مسيح است ! ) . انجام اعمال شهوتراني در اين مراسم اعمالي است که بايد حتما بدان پرداخته شود چون در شيطان پرستي قديمي ارضاي حس جنسي يکي از مهمترين عوامل است و البته با توجه به اينکه شيطان پرستان قديمي بدترين اعمال را براي مبارزه با خدا، مسيح و شيطان انجام مي‌دادند لذا امور جنسي نيز به بدترين و فجيع ترين نوع خود انجام مي‌گرفت. آنها به جهنم اعتقادي نداشتند و مي‌گفتند جهنم همين دنيايي است که در آن زندگي مي‌کنيم لذا بدترين گناهان را در مراسم خود انجام مي‌دادند. شيطان پرستان قديمي شيطان را موجودي با هويت خارجي مي‌دانند.

 

شيطان پرستي جديد

شيطان پرستي جديد در انگلستان به وجود آمد و البته زياد نيز تعجب برانگيز نيست زيرا انگليس يکي از کشورهايي است که جادوگراني بسياري را داشته است و البته وجود اهالي باستاني آسياي مياني و خاورميانه و همچنين اهالي يونان باستان در انگليس ثابت شده است زيرا از اکتشافات به دست آمده در برخي محل هاي برگزاري مراسم شيطان پرستي و جادوگري در انگليس نظير محل استون هنج آثاري از تمدن ايران و يونان پيدا شده است و همچنين در کتب شيطان پرستي و جادوگري کلمات عبري، يوناني و فارسي ( البته هيچکدام نه به صورت کنوني ) وجود دارد. شيطان پرستي جديد بر خلاف شيطان پرستي قديمي اعتقادي به وجود شيطان خارجي ندارد بلکه شيطان پرستي جديد شيطان را در طبيعت و در وجود هر انساني مي‌داند و اين باطن هر کسي است که شيطان در آن وجود دارد و مراسم شيطان پرستي جديد مراسمي است براي دعوت از شيطان باطني و حس اهريمني دروني است که با اعمال جنسي آرام و ارضا مي‌شود. آنها جسم پرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه که وجود دارد مديون آلت تناسلي آدميست و ديگر اينکه انسان بايد کاملترين لذت جسماني و جنسي را در اين دنيا ببرد. آنها معتقدند به زندگي پس از مرگ و آن اينکه بعد از مرگ روح کساني که در دنيا لذت جسماني لازم را نبرده اند به اين دنيا برمي‌گردد و لذت جنسي خود را کامل مي‌کند. در مراسم شيطان پرستي جديد مخلوطي از اسپرم به همراه ادرار به عنوان آب مقدس بر روي حاضرين پاشيده مي‌شود ( همانند آب مقدس در مراسم عشاي رباني مسيحيت ) و البته در شيطان پرستي جديد اعتقادي به قرباني کردن انسان و حتي حيوان وجود ندارد.

 

انواع شيطان پرستي از نظر ايدئولوژي

شيطان پرستي جديد آييني است داراي شباهت هايي به اومانيسم که انسان را برترين موجود مي داند و او را تنها در برابر خود مسئول مي داند:

Anthon lavey: “There is no heaven of glory bright, and no hell where sinners roast. Here and now is our day of torment! Here and now is our day of joy! Here and now is our opportunity! Choose ye this day, this hour, for no redeemer liveth!”

آنتون لاوي: ” خداي باعظمت و با شکوهي وجود ندارد، و جهنمي که در آن گناهکاران کباب ميشوند هم نيست . اينجا و حالا روز شکنجه و سختي ماست! حالا و اينجا روز خوشي ماست! اينجا و حالا فرصت ماست! اين روز، اين ساعت را انتخاب کن که زندگي رهايي بخشي نيست!”

شيطان پرستي جديد به خدايي اعتقاد ندارد و شيطان را تنها نوعي کهن نماد ( archetype ) مي داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول مي‌داند و اعتقاد دارد که انسان به تنهايي مي تواند راه درست و غلط را تشخيص دهد به همين دليل هم اين اعتقاد بيشتر به عنوان يک اعتقاد فلسفي شناخته مي شود . شيطان در اين اعتقاد نماد نيروي تاريکي طبيعت ، طبيعت شهواني ، مرگ ، بهترين نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است. اين اعتقاد داراي شاخه هاي متعددي است اما مي توان گفت جز يکي دو نوع آن همگي داراي اصول زير مي باشند:

  1. خدايي در شيطان پرستي وجود ندارد. (Atheism)
  2. روح و جسم غيرقابل ديدن هستند و هيچ جنگي بين عالم خير و شر وجود ندارد. (Not dualistic)
  3. خود پرستي ، خدايي جز خود انسان وجود ندارد و هر انساني خود يک خداست. (Autodeists)
  4. اعتقاد به اصالت ماده. (Materialistic)
  5. وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدايي است .
  6. اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلاي آن زيرا تمام خوشي دنيايي است و اين خوشي ها خصوصا لذات جنسي پتانسيل لازم را براي کارهاي روزانه آماده مي کنند و به هر شکلي انجام آنها لازم و ضروري است .

شيطان پرستي به چهار دسته شيطان پرستي فلسفي، شيطان پرستي لاوي، شيطان پرستي ديني و شيطان پرستي گوتيک (شرپرستي) تقسيم مي شود.

شيطان پرستي فلسفي

به طور غير رسمي و گسترده‌اي اين شاخه از شيطان پرستي را منتسب به آنتوان شزاندر لاوي (Anton Szandor LaVey) مي‌دانند؛ همان بوجود آورنده انجيل شيطاني(satanic bible). او کسي بود که کليساي شيطان را تأسيس کرد (اولين سازماني که از لغت شيطان پرستي فلسفي استفاده نمود) در نظر شيطان پرستان فلسفي، محور و مرکزيت عالم هستي، خود انسان است، و بزرگترين آرزو و شرط رستگاري اين نوع از شيطان پرستان برتري و ترفيع ايشان نسبت به ديگران است. شيطان پرستان فلسفي عموماً خدايي براي پرستش قائل نمي‌دانند و به زندگي غير مادي بعد از مرگ نيز عقيده‌اي ندارند. به هرحال زندگي اين گروه از شيطان پرستان عاري از روحيه مذهبي و معنويت نيز نيست.

در نظر شيطان پرستان فلسفي، هر شخص خداي خودش است. آنها با تکيه بر عقايد انساني وابسته به دنيا، مطالب مربوط به فلسفه عقلاني را عبس مي‌شمارند و به آنها به ديد ترس از مسائل ماوراء الطبيعي مي‌‌نگرند و تنها به وسيله آن، يک زندگي عقيم و تنها بر مبناي “جهان واقعي” را تشکيل مي‌دهند. به طور شفافي، آموزه‌هاي شيطان پرستان فلسفي قدمتي بيشتر از کليساي لاوي دارد. اگر چه اين تصوري از شيطان است، ولي با موقعيت واقعي او تقابل دارد چرا که اين تعاليم از آموزه‌هاي يهودي-مسيحي نشئات گرفته است و شيطان را بدليل خصوصياتش پليد نگاشته است.

 شيطان‌پرستي لاويي

اين نوع از شيطان پرستي بر مبناي فلسفهٔ آنتوآن لاوي که در کتاب “انجيل شيطان” و ديگر آثارش آمده است تشکيل شده است. لاوي موسس کليساي شيطان (1966) بود و تحت تأثير نوشته‌هاي فردريک نيچه، آليستر کرالي، اين رند، مارک د سيد، ويندهام لويس، چارلز داروين، آمبروس بيرس، مارک تواين و بسياري ديگر بوده است. “شيطان” در نظر لاوي موجودي مثبت بوده در حالي که تعاليم خداجويانه کليساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادي نيز اعتنايي نداشت.

يک شيطان پرست لاويي، خود را خداي خود مي‌داند، آيين مذهبي اين گروه از شيطان پرستان بيشتر شبيه به فلسفه ميجيک کراولي با ديدي جلو برنده به سمت شيطان پرستي است. يک شيطان پرست لاويي مدعي آن است که کساني که خودشان را با شيطان پرستي هم رديف مي‌دانند بايد به طرز فکر گروهي خواص وفادار نباشند و آنها را از لحاظ اخلاقي قبول نداشته باشند. و در ازاي آن گرايشات انفرادي داشته باشند و من تبع بايد به طور دائمي يک سر و گردن بالاتر از کساني باشند که خود را از لحاظ اخلاقي، قوي مي‌دانند و در بشر دوستي خود، بدون تامل عمل کنند.

فلسفه شيطاني

شيطان در ۹ جمله شيطاني منسب به لاوي خلاصه مي‌شود:

1- شيطان مي‌گويد: دست و دلبازي کردن بجاي خساست.

2- شيطان مي‌گويد: زندگي حياتي بجاي نقشه خيالي و موهومي روحاني.

3- شيطان مي‌گويد: دانش معصوم بجاي فريب دادن رياکارانه خود.

4- شيطان مي‌گويد: محبت کردن به کساني که لياقت آن را دارند بجاي عشق ورزيدن به نمک نشناسان.

5- شيطان مي‌گويد: انتقام و خونخواهي کردن بجاي برگرداندن صورت (اشاره به تعاليم مسيحيت که مي‌گويد: هرگاه برادري به تو سيلي زد، آن طرف صورتت را جلو بياور تا ضربه‌اي به طرف ديگر بزند).

6- شيطان مي‌گويد: مسئوليت پذيري در مقابل مسئوليت پذيران بجاي نگران بودن خون آشام‌هاي غير مادي بودن.

7- شيطان مي‌گويد: انسان مانند ديگر حيوانات است، گاهي بهتر ولي اغلب بدتر از آنهايي است که روي چهار پا راه ميروند، بدليل آنکه انسان داراي خداي روحاني و پيشرفت‌هاي روشنفکرانه، او را پست‌ترين حيوانات ساخته است.

8- شيطان تمام آن چيزهايي که گناه شناخته مي‌شوند را ارائه مي‌دهد، چون که تمام آنها به يک لذت و خوشنودي فيزيکي، رواني يا احساسي منجر مي‌شوند.

9- شيطان بهترين دوست کليساست چرا که در ميان تمام اين سالها وجود شيطان دليل ماندگاري کليساها است.

و در مقايسه با اين جملات، لاوي ۹ گناه شيطاني را نيز نام برده است:

حماقت، ادعا و تظاهر، نفس گرايي، انتظار بازپس گرفتن از ديگران،(آنچه به آنها داده ايد)، خود را فريب دادن، پيروي از رسوم و عقايد ديگران، روشن بيني نا کافي، فراموش کردن ارتدکسي گذشته (به طور مثال، قبول کردن چيزي قديمي در بسته بندي جديد، به عنوان نو)، غرور و افتخار بي حاصل (مانند غروري که هدف شخصي را از درون مي‌‌پوساند) و کمبود محسنات !

لاوي سپس ۱۱ قانون شيطاني را نيز وضع کرد، که در حالي که نظام نامه‌اي اخلاقي نيست، ولي راهنمايي‌هاي کلي براي زندگي شيطان پرستي را ارائه کرده است:

1- هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.

2- هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوي ديگران مي‌خواهند آن را بشنوند بازگو نکن.

3- وقتي مهمان کسي هستي، به او احترام بگذار و در غير اين صورت هرگز آنجا نرو.

4- اگرمهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بيرحمي رفتار کن.

5- هرگز قبل از آنکه علامتي از طرف مقابلت نديده‌اي به او پيشنهاد نزديکي جنسي نده.

6- هرگز چيزي را که متعلق به تو نيست برندار، مگر آنکه داشتن آن براي کس ديگري سخت است و از تو مي‌خواهد آن را بگيري.

7- اگر از جادو به طور موفقيت آميزي براي کسب خواسته هايت استفاده کرده‌اي قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته هايت قدرت جادو را نفي کني، تمام آنچه بدست آوردي را از دست خواهي داد.

8- هرگز از چيزي که نمي‌خواهي در معرض آن باشي شکايت نکن.

9- کودکان را آزار نده.

10- حيوانات (غير انسان) را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌اي يا براي شکارشان.

11- وقتي در سرزميني آزاد قدم بر مي‌داري، کسي را آزار نده، اگر کسي تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.

شيطان پرستي ديني

گرايشات شيطان پرستي ديني اغلب مشابه گرايشات شيطان پرستي فلسفي است، گرچه معمولاً پيش نيازي براي خود قائل مي‌شوند و آن پيشنياز اينست که شيطان پرست بايد يک قانون ماوراء الطبيعي را که در آن يک يا چند خدا تعريف شده است که همه شيطاني هستند يا به ‌وسيله شيطان شناخته مي‌شوند قبول داشته باشد. شيطاني که در گروه اخير تعريف شده است مي‌تواند تنها در ذهن يک شيطان پرست تعريف شود يا از يک دين (معمولاً قبل از مسيح) اقتباس شوند.

بسته به اينکه کدام نوع شيطان پرستي مد نظر باشد، خدا يا خدايان مي‌توانند از انواع مختلفي از معبودها باشند، بعضي از آنها از اديان بسيار قديمي نشئت گرفته شده اند، انواع معمول شيطان پرستي خدايانشان را از اديان قديمي مصر باستان و بسياري از الهه‌هاي باستاني بين‌النهريني و بعضا از الهه‌هاي رومي و يوناني (به عنوان مثال مارس-خداي جنگ) اقتباس کرده اند. بقيه شيطان پرستان ادعاي پرستش خداي اصلي را دارند ولي بيشتر شيطان پرستان مي‌گويند خداي معبود آنها در واقع قدمت بسيار قديمي دارد، شايد از دوران ماقبل تاريخ و شايد اولين خداياني باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفته است.

مابقي گروه‌ها تعبيري سخت گيرانه تر از اينها را مي‌پرستند. آنهايي که سيماي فرشتهٔ سقوط کرده از انجيل مسيحي را مي‌پرستند، در حالي که بسياري آن را به عنوان شر، طبق تعريف کليساي مسيحي، مي‌پندارند. اين گروه در مقابل آن را به عنوان محق و کسي که در مقابل خدا شورش کرده است قبول دارند. تمام اين اديان با هم و با شيطان پرستان فلسفي مشترک هستند چرا که خود شخص را در اولويت اول قرار داده اند. اين نظريه نيز معمولاً توسط کساني که خدا را به ديد شيطاني مي‌نگرند (کساني که ديده شده است اشخاص را به آزادي انديشه تشويق مي‌کنند و تلاش مي‌کنند خود را به‌وسيله فلسفه‌هايي چون ميجيک و فلسفه‌هاي مشابه “تمايل به قدرت” نيچه بالا بکشند) حمايت شده است. يک پند رايج شيطاني به اين معلول اينست که: “هر خداي ارزشمندي بهتر است به جاي يک برده پست و بخاک افتاده، يک شريک در قدرت خود داشته باشد.”

يک مثال از اين مطلب، شيطان ابراهيمي است، مانند ابليسي که در کتاب تورات آمده است و بشريت را به چيدن ميوه درخت شناخت خوب از بد تشويق مي‌کند:” تو مطمئنا نمي‌ميري، چرا که خدا در همان روزي که اين کار را کني از آن خبر خواهد داشت، سپس چشمانت باز خواهد شد و شما مانند خدا خواهيد شد و خوب را از شر تشخيص خواهيد داد”. استفاده از اين مفهوم، شيطان پرستان خود را بهتر از هر خداي ديگري، داراي قدرت تشخيص خوب از بد مي‌پندارند. از آنجا که اين گروه از شيطان پرستان خود را بسيار قديمي و قديمي تر از بقيه مي‌دانند، نام “شيطان پرستان سنتي” را بر خود گذاشته‌اند و به شيطان پرستان فلسفي، “شيطان پرستان معاصر” مي‌‌گويند.

شيطان پرستي گوتيک

اين فرقه از شيطان پرستان، به دوران تفتيش عقايد مذهبي از طرف کليسا مربوط مي‌شوند. اين نوع شيطان پرستان معمولاً متهم هستند به اعمالي از قبيل “خوردن نوزادان”، ” بزکشي “، “قرباني کردن دختران باکره” و “نفرت از مسيحيان” هستند. اين طرز فکر در کتاب “ماليوس ماليفيکاروم” دسته بندي شده است. (کتابي که در دوران تفتيش عقايد توسط کليسا (1490م) تاليف شد و در واقع هرگز به طور رسمي مورد استفاده قرار نگرفت) کتاب حاوي مطالب خرافي از جن گيري و جادوگري و مطالبي از اين دست است. ترجمه لغوي نام کتاب پتک جادوگران است..

شيطان پرستي نزديکي زيادي به جادوگري دارد و دنياي آن پر از افسانه هاي گوناگون، شياطين متعدد و افراد مختلف خصوصا جادوگران در ارتباط با آنهاست. در دنياي امروز هم کشورهاي مختلفي داراي کليساي شيطان هستند مانند کشورهاي امريکا، انگليس و آلمان و همچنين چين و بر خلاف ادعاي شيطان پرستان جديد که بر اساس متون انجيل شيطاني بر عدم کودک آزاري و آزار حيوانات پافشاري مي کنند اما وحشتناک ترين اعمال توسط آنها تنها براي مقابله با دستورات الهي انجام مي شود.

 

انجيل و کليساي شيطاني

انجيل شيطاني کتابي است که شيطان پرستان از آن براي عبادت و دعاهاي خود و همچنين استفاده در مراسم خود استفاده مي‌کنند . اين کتاب شامل کلمات عبري و يوناني و انگليسي است که برخي از اين کلمات هنوز معني دقيق آن کشف نشده است اما چيزي که مي‌توان فهميد اسامي شيطان و دعوت از او براي قدرت دادن به شيطان پرستان است. در اين کتاب بسياري از دعاهاي آن بر خلاف دعاهاي مسيحيت و انجيل است و همچنين بسياري از شعائر آن براي قدر نهادن به عظمت و قدرت شيطان به عنوان قدرت مطلق است.

کليساي شيطان پرستي در قرون وسطي به عنوان مکاني براي انجام مراسم شيطان پرستي استفاده ميشد و جايي بود که در آن تنها و تنها محل قرارهاي شيطان پرستان قديمي و انجام مراسم خود در آن بود. اما امروزه کليساي شيطان پرستي محلي است براي عبادت شيطان پرستان که اکثرا به صورت زير زميني به کار خود ادامه مي‌دهند و در شيطان پرستي جديد اين مکان به نام کليساي شيطان براي انجام مراسم ارضاي جنسي مورد استفاده قرار مي‌گرفت که اکنون محليست براي انجام اکثر مراسم شيطان پرستي جديد.

به قسمتهاي از انجيل شيطان پرستان که از کتاب The Witches گردآوري شده اشاره مي‌شود. البته مانند همه کتب در اديان مختلف، اين کتاب نيز به ستايش شيطان و قدرت طلبي از او مي‌پردازد. همانطور که گفته شد در اين کتاب کلمات و جملات عبري نيز وجود دارد. اين دعا ها اکثرا در مراسم هاي شيطان پرستي مورد استفاده قرار مي‌گيرد:

( به نام خداي بزرگ ما؛ شيطان؛ به شما فرمان مي‌دهد که از دنياي سياه بيرون آييد. به نام چهار شهريار سياه جهنم؛ پيش آييد. شيطان؛ جام باده لذت را بردار. اين جام پر از اکسير زندگي است؛ و آنرا با نيروي جادوي سياه انباشته کن . اين نيرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و حامي آن است. )

( اي دوست و همدم شب؛ تو از صداي سگ ها و ريختن خون شاد مي‌شوي؛ تو در ميان سايه هاي قبور مي‌گردي؛ تو تشنه خون هستي و بشر را تهديد مي‌کني گور گومورو؛ ماه هزار چهره؛ به قربانيان ما با نظر مساعد بنگر. دروازه هاي جهنم را بگشا و بيرون بيا … ) همانطور که مشخص است انجيل شيطان پرستي کتاب خاصي نيست و همانند همه کتب اديان به ستايش و تسبيح و درخواست کمک از پروردگار خود مي‌کند. لذا نمي‌توان گفت اين کتاب نوشته هاي پيچيده اي است که هيچکس توان فهم آن را ندارد. البته اين درست است که جملات عبري و يوناني در اين کيش وجود دارد اما مسلما آن چنان مورد توجه نيست زيرا اکنون انجيل مسيحيت نيز در خود حاوي کلمات عبري است که دکترين کليساي رم آن را بسيار رواج مي‌دهند.

 

پنتاگرام

ستاره پنج پر يا پنتاگرام يکي از مهمترين، قدرتمندترين و ماندگارترين سمبل ها در تاريخ بشر است. اين علامت در فرهنگ و تمدن باستان مايان هاي امريکاي لاتين، هند، چين، مصرو يونان از مهمترين و پرمعناترين علامتها بوده است. ابتدايي ترين شکل پنتاگرام بر روي ديوارهاي غارهاي عصر حجر کنده کاري شده بوده و در نقاشي هاي مردم بابل به عنوان الگوي ترسيم سياره ونوس به چشم مي خورد. رازهايي مابين سير استفاده از اين علامت، طراحي هاي قديمي از مدار حرکت سياره ونوس و رب النوع معروف بيشتر وجود دارد که گاهي باعث اين تفکر غلط مي‌شود که پنتاگرام سمبل ايشتر است. در کتب آسماني مخصوصا کتابهاي يهوديان بسيار زياد به پنتاگرامها اشاره شده است.

 پنتاگرام در جهان کهن

پنتاگرام هاي اوليه اشکالي زمخت با شکل هندسي ناهمگون به صورت کنده کاري روي سنگهاي عصر حجر داشتند. مردم آن زمان اعتقاد داشتند که اين علامت معنايي روحاني و غيرمادي دارد. اعتقاد آنان بر اين بود که رازي در شکل قرار گرفتن ستاره ها وجود دارد که بر انسان پوشيده است، آنها پنتاگرام را از روي شکل قرار گيري پنج سياره برداشت کرده بودند که وقتي با خطي فرضي به هم اتصال پيدا مي کردند به صورت مبهم شکل پنتاگرام را به خود مي گرفت. نسل هاي بعدي بشر معاني مختلفي را از اين شکل برداشت کردند معاني بسيار زياد و اغلب مقدس و خداپرستانه.

پنتاگرام ها به سومري ها براي نوشتن و استفاده از متون کمکهاي زيادي کردند. اين علامت نشان دهنده پنج سياره مهم بود که با چشم غير مسلح قابل رويت بودند. بعدها پنتاگرام به عنوان سمبل رب النوع زيبايي ونوس نيز شهرت يافت.

برطبق نظريات رياضي دان و فيلسوف يوناني فيثاغورث عدد پنج نماد انسان بود چون اعضاي بدن انسان به پنج طرف تمايل داشتند، ( اگر دستها و پاها را ازهم باز کنيد به شکل يک ستاره پنج پر در مي آيد)، او اين تفکر را براي اولين بار در يونان پايه گذاري کرد که پنتاگرام نماد روح انساني است و البته چون در آن زمان آفرينش انسان تابع عناصر پنجگانه بود ( آتش ، آب ، خاک ، هوا ، روح ) پنج گوشه پنتاگرام اينگونه توصيف شد. طبق اين تفکر انسان از اين پنج عنصر به وجود مي آمد.

پيروان مکتب فيثاغورث طلسم پنج پر را به صورت آييني مقدس حفظ کردند. آنها نام اين آئين را HGIEIA ناميدند.

و معتقدند ترکيبي از ابتداي نام يوناني عناصر آب، خاک، روح، آتش و هواست.

خصوصيت منحصر به فردي که اين سمبل را تا به امروز ماندگار کرده وابستگي شديد و همه جانبه آن به مسائل مقدس و خدايي آن است که در مقاطع زماني مختلف و بين اقشار و نسلهاي گوناگون کاربرد داشته است، چه اين خدا خداي يگانه بوده يا خدايان متعدد. سپس با ظهور مسيح پنتاگرام جامه کريستين به تن کرد.

مي گويند بر تن مسيح با خنجر ستاره اي زخم زدند که پنج گوشه داشت ( شايد به همين خاطر مي باشد که آنتي کريست هاي امروزي از پنتاگرام زياد استفاده مي کنند، ممکن است منظورشان اين باشد که ما بر پيکر مسيح اين زخم را زديم. )

مورخان زيادي سعي در پيدا کردن رابطه ميان زخم زنندگان اين علامت بر پيکر مسيح و پيروان مکتب فيثاغورث داشتند که هنوز شاهدي بر اين مدعا پيدا نکرده اند.

در دوره رنسانس اعتقادات عجيب و خرافات گونه نسبت به طلسم ستاره پنج پر به بيشترين حد خود رسيد و باورهاي مردم تا جايي پيش رفت که پنتاگرام را علامتي الهي از سوي خدا پنداشتند. از سويي نيز اين علامت را مرتبط با علم کيمياگري و علم جادو قلمداد کردند.

پنتاگرام در جادو

در آيين پرستش جادوگران يوناني پنتاگرام به عنوان جهان کوچک ( بدن انسان ) شناخته مي شود. اين باور باعث بوجود آمدن احساسي در بين جادوگران مي شد که توسط آن ارتباطي ميان خود، جهان و سمبوليسم ايجاد مي کنند.

هدف از اين احساس درک عميق شيطان است که مهارتش در ارتباط برقرار کردن ميان جهان فعال (جهان بيروني) و جهان ساکن (روح انسان) است. يکي از جادوگران مشهور در اين زمينه، جيوردانو برونو است که در مورد سوءاستفاده از پنتاگرام در جادوهاي سياه هشدار داده است. ( پنتاگرام هنوز هم به عنوان شاخص اصلي رسوم پرستش جادوگران به کار مي رود، ضمن اينکه عامل پديد آمدن رسوم وتشريفات ديگري نيز در اديان مختلف شده است.)

پنج نيروي پاک از فروپاشي روح جلوگيري مي کنند و هيچکس را ياراي شکست آنها نيست مگر خود روح، عدالت ، رحمت ، معرفت ، ادراک و شکوه متعالي .

پنتاگرام مسيحيان

کاباليستهاي مسيحي در دوره رنسانس علاقه وافري به پنتاگرام پيدا کردند. آنها اعتقاد داشتند که پنتاگرام علامتي رازگونه است که در دست نوشته هاي مسيح مشاهده شده و پيامي از سوي خداست. آنان مي گفتند اين سمبلي است که آشکار مي کند مسيح نيز پيرو اميال حيواني ( شهوت ) خود بوده است. کاري که بسيار رواج يافته بود نوشتن نامه هايي به زبان عبري با مهر پنتاگرام بر ساق پا بود، اين نامه ها که در مورد آتش بود، سمبل اعياد پنجاهه است.

در کتاب مقدس يهوديان چهارنامه وجود دارد که با نام خداوند مهر شده اند

YHVH تلفظ غير دستوري کلمه JEHOVAH ، ( يهوه خداي بني اسرائيل )، Yahveh

YHSHVH – Yehoshua يا جسوس، ( عيسي )، ( Jesus )

اين رازي متصل به کتب آسماني است. نتيجه اين بيان آنست که نام اعياد پنجاهه مسيحيان با خدا و مسيح مرتبط مي شود. چندين رابطه بين پنتاگرام و مسيحيت وجود دارد. پيش از به صليب کشيده شدن مسيح، پنتاگرام يک نشان رجحان يافته براي آرايش کردن و زينت دادن جواهرها و طلسم هاي مسيحيان اوليه بود. اين علامت که به راحتي و در يک حرکت پيوسته قلم کشيده مي شد، با پنج زخم مسيح آميخته شده بود.

پنتاگرام همچنين براي يک فرقه نهاني عرفاني مسيحي نمادي از Isis ( الهه حاصل خيزي ) و Venus ( اصلي ترين رب النوع مونث، الهه عشق و زيبايي ) بود. فرقه اي که به صورت پنهان در نقاط مختلف در سراسر تاريخ مسيحيت وجود داشت.

اين سمبل نيز همان پنتاگرام است ، با فرق اينكه انواع آن گاه پنج‌ضلعي وارونه (snvertedpentagram ) يا ديو (Buphomet ) و به شكل در ميان نمادهاي شيطان‌پرستان به چشم مي‌خورد .

پنتاگرام در ويکا و عقايد نئوپگان

درحال حاضر رايج ترين مذاهبي که پيروان آن از پنتاگرام استفاده مي کنند گروه هاي ويکان ها، نئوپاگان ها و شيطان پرستان هستند. در اغلب عقايد و رسوم ويکان ها و نئوپاگان ها معناي نمادي پنتاگرام از مراسم جادوي تشريفات قرون وسطي و چهار عنصري که به وسيله روح حکومت مي شدند نتيجه مي شود.در برخي از اين رسوم همچنين پنتاگرام مي تواند نمايانگر يگانگي نوع بشر و قلمرو روح باشد. ستاره پنج پر پايين رأس، نمادي از خداي شاخدار ويکا است.

در عقيده کاباليست هاي يهودي که بسياري از انديشه ها و ايده هاي فيثاغورثي را قرض گرفته اند، پنتاگرام نشان دهنده پنج حقيقت برتر در زندگي است:عدالت، رحمت، دانش، ادراک ، شکوه ماورايي و مافوق جهان مادي.

 تفاوت پنتاگرام در قله رو به بالا يا قله رو به پايين

پنتاگرام هايي که نوک آنها رو به پايين است در اولين ظهور خود لزوما نشان شيطان پرستي نبودند. طبق تاريخ پنتاگرامهايي که فرقشان در نقطه بالا يا پايينشان است ابتدا توسط دو فرهنگ مختلف پايه گذاري شدند، دو فرهنگي که بنا به مقتضيات آييني سعي در جدائي از همديگر را داشتند.امروزه هرکجا با پنتاگرام رو به پايين روبرو شويم ناخودآگاه به ياد شيطان پرستي مي افتيم. شايد دليل اين موضوع آنست که پنتاگرام رو به پايين بسيار شبيه علامت ماسونيک ها و فراماسونها مي باشد. واقعيت اينست که چون سر آن رو به پايين است يادآور امور وارونه و خلاف جهت است.

ويکان ها گاهي ادعا مي کنند هر پنتاگرام رو به پاييني علامت شيطان پرستان است که اين تفکر نابجاست. با اين حال اين سمبل در طول زمان معرف خداي شاخدار ويکان ها شد و امروزه نيز در درجه دوم به آن باغبان ويکا مي‌گويند.

برخي علايم .نمادهادر اين فرق:

 پنتاگرام در شيطان پرستي

پنتاگرام شيطاني نمادي پيچيده است که از ترکيب ستاره پنج پر با سر بز به وجود آمده است و اين نوع استفاده درعين اين که جديدترين مورد استفاده از پنتاگرام است به همان اندازه شناخته شده ترين و جدال آميزترين نوع استفاده از پنتاگرام نيز به شمار مي آيد. پنتاگرام شيطاني هميشه وارونه است با يک رأس رو به پايين و دو رأس رو به بالا. استفاده از پنتاگرام به عنوان يک نشان و علامت شيطاني به نيمه دوم قرن بيستم برمي گردد. جايي که شيطان پرستي مدرن توسط Anton Lavey موسس و بنيانگذار کليساي شيطان پايه گذاري شد. اين علامت نشاني از جادوي سياه است که حاکي از پيروزي ماده و آرزوهاي فردي بر عقايد و تعصبات ديني و مذهبي است.

البته پنتاگرام متشابه و قابل قياس با صليب برعکس نيست. صليب برعکس نماد جنبش Anti Christ و نشاني از طغيان، سرکشي در برابر فرهنگ مسيحي است.

همچنين پنتاگرام نبايد با هگزاگرام اشتباه شود. هگزاگرام، ستاره شش پر است که به صورت دو مثلث درون هم نشان داده مي شود و نمونه آن ستاره داوود مي باشد. اين ستاره با اعتقادات يهوديان پيوند دارد.شيطان پرستي، شکل ظاهري شيطان تشکيل شده است از سر بز، بالا تنه انسان، پاي جن و با دم کوتاه. در شيطان پرستي مدرن، شاهد اتخاذ کردن روش هاي فردي و توجه بيشتر به شخص هستيم. توجه بيشتر به ضمير و خود بجاي توجه به خدا و عالم بالا، تمايلات جنسي آزاد که شيطان پرستي آن را تمجيد مي کند. علامتي که به رايج ترين صورت با عقايد شيطاني SabbaticGoat يا بز طلسم ستاره پنج سر Mendes است.

استفاده از بز به خرافات قرون وسطي برمي گردد. آنان همواره در توصيف ساحره ها، آنان را همراه با بزها مي دانستند. آنان اغلب بز را نماينده شيطان مي دانستند. بز در اين مفهوم اغلب به عنوان نمادي از سرکوبي جنسي در نظر گرفته مي شود. نماد باستاني پنتاگرام در شيطان پرستي مدرن نمادي است از آزادي در برابر مسائل جنسي.

 

سمبل ها و نمادها

شيطان پرستان داراي سمبل ها و نشانه هايي هستند که حتما همه ما بعضي از آنها را بروي تيشرت ها، زيورآلات و بدليجات، کمربند، دستبند، بازوبند، کلاه و … ديده ايم، بد نيست تا معاني برخي از اين علائم را بدانيم:

Inverted Pentagram(پنج ضلعي وارونه): نشانه ستاره صبح ، نامي که به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم هاي مخفيانه ( کابالا ) و جادوگري براي احضار ارواح شيطاني استفاده مي‌شود. اين علامت را شيطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با يک ضلع در بالا استفاده مي‌کنند. در هر حال اين علامت نشانه شيطان است و مهم نيست که يک نوک ضلع آن بالا باشد يا هر دوي آنها و يا دور آن دايره اي کشيده شده باشد يا خير در هر حال اين علامت شيطان است.

aphomet ديو بافومت: علامت شيطان پرستي. خداي شيطاني و سمبل شيطان. ممکن است اين علامت به شکل جواهرات ديده شود.

666 : علامت انسان ، نشانه جانور (هيولا) – مکاشفات 13:18 « … پس هركس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ، زيرا كه 666 عدد انسان است »

Ankh : سمبل باروري و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت اين جمع زنان ومردان مي باشد.

wastika or Sun Wheel (صليب شکسته يا چرخ خورشيد): يک علامت مذهبي باستاني است که سالها قبل از قدرت گرفتن هيتلر به کار ميرفت. اين علامت در کتيبه هاي بودايي و مقبره هاي سلتي و يوناني استفاده شده است. در آيين پرستش خورشيد، اين علامت به نظر مي رسد نشانه مسير حرکت خورشيد در آسمان باشد.

All Seeing Eye (چشمي که به همه جا مي نگرد): آنها معتقدند که اين چشم لوسيفر (شيطان) است و کسي که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارايي ها حکومت مي‌کند. اين علامت در پيشگويي ها به کار ميرود. جادوها ، نفرين ها ، کنترل هاي روحي و تمامي انحرافات تحت اين علامت کار مي‌کنند. اين علامت روشنفکران است . به پول رايج ايالات متحده نگاهي بيندازيد .اين علامت اساس نظم نوين جهاني است.

Upside Down Cross صليب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسيح مي‌باشد. گردنبندهاي آن توسط شيطان پرستان زيادي به کار مي‌رود. اين علامت را مي‌توان همراه خواننده هاي راک و روي آلبوم هاي آنها ديد.

Goat Head (سر بز): بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba’al بعل خداي باروي مصر باستان) ، بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني). اين يکي از راههاي شيطان پرستان براي مسخره کردن مسيح است زيرا گفته مي‌شود که مسيح مانند بره اي براي گناهان بشر کشته شد.

Anarchy (هرج و مرج): اين علامت به معناي از بين بردن تمام قوانين مي‌باشد. به عبارت ديگر ” هرچه تخريب کننده است تو انجام بده ” يعني همان قانون شيطان پرستي، اين علامت توسط پانک ها، هوي متالها و راک ها به کار مي‌رود.

Anti Justice (ضدعدالت): تبر رو به بالا علامت عدالت روم قديم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت يا شورش و طغيان مي باشد. فمنيست ها از دو تبر رو به بالا به معني مادر سالاري باستاني استفاده مي نمايند.

 

مشخصه هاي ظاهري

گذشته از اعتقادات، اعمال و سنبل ها، شيطان پرستان ظاهري متفاوت با ديگران دارند که مي توان آنها را به راحتي از جمع تشخيص داد.

بطور مثال مدل موهايشان عجيب و غريب است اکثرا ابروهايشان را مي تراشند يا به سمت بالا طراحي مي کنند، رنگ آرايششان اغلب مشکي، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشکالي مانند جمجمه، صورتک هاي شيطاني و سنبل ها خال کوبي مي کنند، لباسهايشان از جنس جير و چرم و اکثرا به رنگ مشکي و قرمز مي باشد، چکمه هاي چرمي ساق بلند که اغلب با فلز تزئين شده است مي پوشند.

 

شيطان پرستي و موسيقي متال

بلك متال در نروژ از زماني پديد آمد كه نئو وايكينگ هاي نروژ در جستجوي راه‌ و وسيله‌اي براي نابود كردن مسيحيت در نروژ و بعد در تمام دنيا بودند و در اين راه‌ انسانهاي بسياري را كشتند و كليساهاي زيادي را آتش زدند و بلك متال را تا نهايت نواختند که شايد خداي تاريك پاگانها باز گردد.

بازديدكنندگان و توريست‌ها از نروژ به عنوان كشور حماسه ها و افسانه ها ياد مي كنند. پايتخت اين كشور هم‌ اسلو است كه در مركز اين شهر همه چيز از خانه هاي سنگي زيبا تا معتادان و گدايان با قيافه هاي مختلف ديده مي شود.

در يكي از همين خانه هاي مركز اين شهر و در يك اتاق شش ضلعي گروه mayhem به عنوان اولين گروه بلك متال نروژ شكل گرفت. در اين اتاق فرشهاي بسيار كثيف در زير پا، صليب هاي شكسته نازي بالاي سر به همراه صليب هاي‌ برعكس و شمشير وايكينگ ها كه به در و ديوار آويزان شده ديده مي شود.

Hell hammerدر حال حاضر تنها عضو باقي مانده از تركيب تشكيل دهنده گروه است. پايه و اساس اين موسيقي در نروژ دراوايل دهه هشتاد شكل گرفت. اعضاي اين گروه در همان خانه زندگي مي كردند كه اطرافيان از اين خانه به عنوان خانه اي شيطاني ياد مي کنند.

Hell hammer مي گويد: “وقتي براي خريد به مغازه اي مي رفتيم پير زن ها به محض ديدن ما فرار مي‌كردند و به نوه ها و بچه هايشان مي گفتند: اينجا محل زندگي شيطان است.”

گروه مشغول تمرين و كار بود كه dead خواننده گروه مغز خود را با شات گان متلاشي كرد و اعضاي گروه جنازه او را همان طور در حياط خانه رها كردند تا جسد dead خوراک پرندگان شود.

Hell hammer مي گويد: “اين كار dead مرا متعجب نكرد چون او واقعا ديوانه بود و هميشه هم از قلعه هاي عجيب نروژ صحبت مي كرد” Hell hammerو euronymous گيتاريست گروه اولين كساني بودند كه جنازه dead را ديدند و اورانيموس مي گويد: ما وقتي جنازه او را ديديم كه مغز او روي زمين ريخته و خونش به ديوار ها پاشيده شده بود.

Hell hammer مي گويد: ” اورانيموس قسمتي از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزي پخت و خورد.” Hell hammer اولين كسي بود كه لباس اين چنيني بلك متال را مد كرد. چكمه هاي بلند، لباس جين، ژاكت هاي چرمي سياه به همراه پنتاگرامي كه به گردنبندي كه از استخوان جمجمه dead ساخته شده بود اولين تريپ گروه بلک متال بود.

بلك متال هميشه موسيقي ترسناكي بوده و حتي گروههاي انگليسي مثل venom خود را به عنوان يك گروه شيطاني مطرح كرد و خود را طبق قوانين شيطان پرستي وفق دادند. اما وقتي كه بلك متال به نروژ رفت تغييراتي اساسي در آن شكل گرفت و جنگي عظيمي كه بر عليه مسيحيت با اين موسيقي شكل گرفته و پيوند خورده نماد پيدا كرد. از گروههاي ديگري كه بعد از mayhem به اين نهضت پيوستند مي توان به dark throne ، immortal ، burzum ، marduk و emperor اشاره كرد كه در ابتدا به صورت زيرزميني تشكيل شده و رشد كردند. در همين زمان euonymus شركت DSP را شكل داد . او به نوعي رهبر اين نهضت محسوب مي شد.

Hell hammer در مورد او مي گويد: ” او احساسات نداشت. ترحم نداشت و هميشه هم مي گفت كه اين نوع زندگي برايش لذت بخش است .اين شركت در زير زمين همان خانه محل تمرين گروه تشكيل شد. اين زير زمين مثل سياه چال هاي قديم تاريك و نمناك بود و با شمع روشن مي شد.

افراد بسياري پس از آمدن به اين مكان و خروج از آن كفن به تن مي كردند و در اوج نشئگي حاصل از موادمخدر به خودزني با چاقو و شيشه شكسته مي پرداختند و با اسپري بر روي ديوار عبارت 666 را مي نوشتند.

Hell hammerمردمي كه با تفنگ به خود يا ديوار شليك مي‌كردند و حتي كسي كه با پتك به مغز خود كوبيد را به ياد مي آورد يا حتي اورانيموس كه‌ يك روز آنقدر خود‌ را با زنجير زد تا بيهوش شد. در حدود سال 1990 بود كه بلك متال در حال پيشرفت بود و در اين زمان گروه سازش ناپذير marduk پايه ريزي شد و با اولين آلبوم خود يعني me Jesus دري جديد را بر روي بلك متال و مبارزه با مسيحيت باز كرد. Samoth گيتاريست بزرگي كه از اعضاي تشكيل دهنده emperor است و سابقه همكاري باburzum ، satyricon و … را دارد مي گويد : ” ما هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح اعلام خواهيم كرد و خواهيد ديد كه چگونه اديان وايكينگ ها باز‌ خواهد گشت .”

نقطه اشتراكي كه در بين گروههاي آن موقع بلك متال ديده مي شد‌ اين بود كه همه آنها نفرتي خاص نسبت به مسيحيت داشتند. در اين زمان آتش زدن كليساها به وسيله كساني كه خود را سربازان اودين مي ناميدند مد شد.

از پيشگامان اين كار مي توان به varg vikerness يا همان count grishnackh اشاره كرد. از كليسا هاي معروفي كه ورگ آتش زد fantoft را نام مي برد كه از آثار باستاني نروژ است . از ديگر كليساهاي معروف kolmen kolen است كه samoth آتش زد كه اين كليسا كليساي خانوادگي پادشاه هارالد پنجم بوده Samoth در ابتدا با كمك ورگ كليساي fantoft را آتش زد و بعد از آتش زدن كليساي kolmen كليساي skjold را هم به آتش كشيد. او مي گويد : ” در كوچكي در زير محراب كليسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوئيل روي آن ريختم و كبريت زدم و فرار كردم .”

ورگ هم از اعضاي اصلي اين جنبش بود كه اغلب لباسهاي‌ وايكينگ ها را مي پوشيد و در ايدئولوژي اش بسيار حساس و سخت گير در عين حال‌ احساساتي بود ( اين نكته در آهنگهاي بارزام چه با كلام و چه بدون كلام كاملا مشهود است و هميشه حتي در تند ترين آهنگهاي او نغمه اي غمناك شنيده مي شود ). ورگ از معتقدان شديد به مبارزه با مسيحيان از طريق آتش زدن كليسا بود. او با بنزين كليساي fantoft را آتش زد و بلافاصله به ميان آتش رفت و روي ديوار كليسا ادرار كرد. بعد از اين جريان اورانيموس ادعا كرد كه ورگ اين كار را براي مشهور شدن كرده و تقريبا دو ماه بعد از اين جريان بود كه ورگ اورانيموس را كشت و به قصد توهين به دادگاه موهايش را بافت و دائما در دادگاه مي خنديد.

نظر مشترك اعضاي بلك متال اين است كه مسيحيت در سال 995 بعد از ميلاد توسط olaf tryggvason به نروژ آمد كه آنها با آمدنشان طلا و نقره مردم را به غارت بردند و براي اجراي قدرتشان دين جديد را به مردم نروژ خوراندند و قلعه هاي پاگانها را آتش زدند و مردم را سر دو راهي مسيح يا مرگ قرار دادند. اصلاحات مارتين لوتركينگ در سال 1537 مانند قبل آنچنان خونين نبود، ولي به همان اندازه بي قانون بود. لوتركينگ زبان آلماني را با نروژي مخلوط كرد. با اصلاحات لوتركينگ تجاوز و دزدي در نروژ افزايش پيدا كرد و مبلغان تبليغ مي‌كردند كه با مسيحي شدن به خدا نزديک مي شوند.

Trond viggo torgersson عضو هيئت كودكان نروژ مي گويد : ” شيطان پرستها خواهان پايان دادن به اين دوروئي معنوي مردم هستند”. در اين زمان نروژ بسيار ضعيف است و هر روز زندگي سخت تر مي شود Torgersson اميدوار است كه اين آتش باعث بيدار شدن افكار خفته مردم شود. وقتي از اسقف andriass artfloat در اين زمينه سوال مي شود با عصبانيت مي گويد : ” اين مسايل واقعا نمي تواند دين ما را خدشه دار كند و اين قدر ضعيف هستند كه ما حتي به مبارزه با آنان فکر نمي کنيم “.

پروفسور tormod engelsviken مي گويد : ” الان در زماني شبيه قرون وسطي هستيم و اين بار پاگان ها در مقابل مسيحيان قرار گرفته اند كه‌ هردو طرف در عقايدشان بسيار دقيق هستند. ” او اعتقاد دارد نروژيان ديني روحاني و واقعي مي خواهند و مي گويد : ” اين حركت و جنبش پاگان ها نوعي خون خواهي و انتقام از خشونت مسيحيان است. شما بايد به ياد بياوريد وايكينگ ها در زمان آمدن مسيحيت ساكت بودند و به مرور زمان از بين رفتند ولي الان نوبت نئو وايكينگ است”.

Nebelhexa خانمي كه از اساتيد دانشگاه در نروژ بود عضوي ديگر از اين جنبش است كه بسيار زود جادوي سياه را ياد گرفت و به يكي از اعضاي معتبر كليساي شيطان تبديل شد. او موهايي قرمز داشت و سرانجام كليساي شيطان را ترك كرد و با samoth به همراه گروه emperor در تور اروپا براي cradle of filth شركت داشت آشنا شد و با او ازدواج كرد. در نيمه شب سال نو همان سال samoth و nebelhexa از كوهي برفي در نزديكي خانه شان بالا رفتند و در جايي در ميان درختان samoth به رسم شيطان پرستها سينه هاي nebelhexa را بريد و خون آن را روي برف ريخت و با هم همقسم شدند كه تا عوض شدن دين نروژ از مبارزه دست نكشند Nebelhexa وsamoth به همراه varg براي آتش زدن كليسايي رفتند و پس از آتش زدن آن samoth در ميان آتش گير كرد و varg او را نجات داد.

nebelhexa در مورد ورگ مي گويد : ” او انساني استثنائيست و در همه چيز استعداد دارد و براي رسيدن به هدف همه كاري مي كند او هميشه به samoth مي گفت بايد تمام کليساها را آتش زد.

Faust درامر سابق و از اعضاي تشكيل دهنده emperor از ديگر اشخاص معروف اين جنبش است كه به جرم كشتن يك كشيش و آتش زدن كليسا به 14 سال حبس محكوم شد . در آگوست 1992 وقتي faust از پارك المپيك بازديد مي‌كردكشيشي را ديد و با او دوستانه مشغول به صحبت شد و با هم قدم زنان به ميان جنگل رفتند و در اين جنگل faust گردن كشيش را با چاقو بريد و جنازه او را رها كرد و فراركرد. دو روز بعد از اين جريان faust به همراه varg و euronymous براي آتش زدن كليسايي به نزديكي همان پارك رفتند و faust داخل رفت و بمب دستي كه ساخته بود در محراب كار گذاشت و انجيل و كتاب دعاي مذهبي را هم روي آن گذاشت و كمي گازوئيل در نزديكي آن ريخت و همه با هم به سوي كوه فرار كردند تا شاهد انفجار كليسا باشند. بعد از اين واقعه بود كه faust دستگير و به 14 سال حبس محكوم شد. تاثير جنبش بلك متال و ضد مسيحيت و شيطان پرستي نه تنها در نروژ بود بلكه به ديگر قسمتهاي دنيا هم كشيده شد و براي مثال از گروههايي كه در ديگر نقاط دنيا دراين زمينه تشكيل شدند به گروههاي deicide ، six feet under و cannibal corpse در آمريكا، opera IX در ايتاليا ، kataklysm در كانادا مي‌توان اشاره کرد.

 

شيطان پرستي در مصر

افکار و عقايد پيروان گروه شيطان پرستان که بر اساس آنچه تحقيقات نشان داده وابسته به طبقه ثروتمند و مرفه مصر و از آن جمله فرزندان برخي از مسئولان سياسي، هنرمندان و روزنامه نگاران هستند، عقايد آنان بر اين اساس استوار است که خداوند به شيطان ظلم کرده و بدون اينکه اجازه دفاع از خود بدهد، او را از بهشت بيرون کرده از اين رو بايد او را پرستش کرد زيرا به گفته آنان او براي پرستش، شايسته تر از خداست چون با شجاعت با خدا مخالفت کرد .

رهبر اين گروه که جواني به نام «عماد الدين حمدي » هست و لقب خدمتگزار شيطان دارد و تاکيد کرده است که بارها توانسته شيطان را فراخواند و با او به گفتگو بپردازد و شيطان همه خواسته هاي او را بر آورده کرده است. اين گروه مراسم و برنامه هاي خاص نيايش را دارند.

اجتماعات و مراسم شيطان پرستان در روزهاي شنبه برگزار ميشود. اين روز از نظر يهود روزي مقدس است. پيروان اين فرقه علامتها و نشانه هاي خاص دارند که از آن جمله دايره اي است که در درون ستاره اي وارونه به اضافه دو صليب وارونه و ستاره داودي قرار دارد و همچنين معتقدند که دو مکان براي تجاوز به دختران مناسب است، نخست گورستانها و ديگري ساحل دريا به هنگام شب، آنان عقيده دارند که با تجاوز به دختران، تخم شيطان در رحم آنان قرار مي‌دهند.

اعضاي اين گروه به گورستانها و مخصوصاً به گورستان «کومنولث» شهرک مصر در قاهره مي‌روند و اجساد مردگان را از قبرها بيرون مي آورند و صليب شکسته و ستاره شش پرداودي يا ستاره پنج پر را در جسد مرده فرو مي‌کنند و سپس براي تقرب به شيطان دور آن مي‌گردند. همچنين قرباني هايي براي شيطان تقديم مي‌کنند که عبارت بود از «ذبح گربه ماده يا سگ که پس از کشتن اين حيوانات خون آنها را به صورتها و دستهاي خود مي مالند و در يک دايره اي مي چرخند تا شيطان از آنها راضي شود و اگر حيواني براي قرباني نيابند دست خود را زخمي مي‌کنند تا خون جاري شود و سپس خون را به صورت هاي خود مي مالند و آنگاه نسخه اي از قرآن مجيد را پاره، پاره مي‌کنند و بعد در حالي که صداي موسيقي «راک» نواخته مي‌شود به استعمال مواد مخدر مي پردازند.

گروه شيطان پرستي در مصر از سال 1993 ميلادي به صورت پنهاني در مصر تاسيس شد و با کمال آزادي به فعاليت خود ادامه دادند تا اينکه در جشني که شرکت توليد سيگار «مالبورو» ترتيبت داده بود، شرکت کرده و هويت و عبادات خود را اعلام کردند و زير پوشهايي پوشيدند که بر روي آنها نا سزا و اهانت به ذات مقدس خداي تبارک و تعالي و اديان آسماني نوشته شده بودکه سبب شد موسسات اسلامي مصر و گروهاي سياسي و نيروهاي ملي اين کشور، اين گروه را سخت مورد انتقاد قرار دهند و تاکيد کنندکه پوچ گرايي و خلاء ديني که افراد اين گروه به آن گرفتار شده است، موجب ارتداد آنان از اسلام شد.

 

شيطان پرستي در کردستان عراق

بنا به‌ كتابهاي‌ خطي‌ ايزدي‌ و نوشته‌هاي‌ برخي‌ از مورخان‌، ايزديان‌ از بازماندگان‌ آيين‌ ماني‌ هستند و اديان‌ ديگر ايراني‌ از قبيل‌ آئين‌ زرتشت‌ و مزدك‌ در مسلك‌ آنان‌ نفوذ پيدا كرده‌ است‌. معتقد به خدايي هستند که آفريدگار جهان است ولي پس از خلق جهان کاري به کارجهان و جهانيان ندارد.

گويند خدا نخستين موجودي را که خلق کرد ملک طاووس بوده است. ذات ملک طاووس با ذات خدا يکي است و پس از ملک طاووس شش ملک ديگر قائلند که رابط بين خدا و خلق هستند ولي ملک طاووس اولين ملک محسوب مي شود.در اينجا عقايد زردشتيان در ذهن متبادر مي شود که پس از ذات باري به وجود خرد مقدس يا اسپنتامينو عقيده دارند که اولين موجود است و بعد از او شش امشاسپند دارند و اسپنتامينو گاهي جزو امشاسپندان محسوب مي شود و عده آنها به هفت مي رسد و گاهي او را به اعتبار ا لوهيت مي نگرند و امشاسپندان شش تا مي شوند.

بنا بر راي مستشرقيني مثل “هورتن” کيش يزيدي نور پرستي است و منشا آن ثنويت ايران قديم است که به غلبه نور بر ظلمت منتهي مي شود.

ملک طاووس اهريمن نيست بلکه تشخص اصل شر است که دنباله خير محسوب مي شود. و به اين معني است که شر از لوازم خير و مخلوف بالعرض است و جزو نقشه آفرينش است. پس ملک طاووس هم از ارکان آفرينش به شمار مي رود.يزيدي ها شيطان را به عنوان معارض و خصم خداي متعال نمي پرستند بلکه ملک طاووس يا شيطان را ملکي مي دانند که هرچند سبب طغيان و سرکشي و مغضوب درگاه الهي شد و به جهنم افتاد ولي 7000 سال در آنجا بگريست چندانکه هفت خم از شک ديدگانش پر شد و آنگاه خدا او را بخشيد.يزيديان هم مثل بسياري از پيروان اديان باستاني اعتقاد دارند که جهان و هرچه در او هست از چهار عنصر اصلي يعني «آب، باد، خاک و آتش» ترکيب يافته‌است.

خداوند به ادعاي خود، مشابه باور معمول اديان سامي، انسان را از آب و خاک آفريد در حاليکه فرشتگان درگاه ابديت همه از جنس آتشند؛ و آتش به باور آنها بر گل ﴿ممزوج آب و خاک﴾ ارجحيت دارد. از اين رو وقتي خداوند از همه فرشتگان بارگاهش ﴿از جمله ملک مقرب، طاووس﴾ مي‌خواهد که در مقابل ساخته دست او، آدم، تعظيم کنند، ملک طاووس «شيطان» از اين دستور ايزدي سر مي‌پيچد و از همان زمان سر به شورش مي‌گذارد، شورشي که تا روز حشر ادامه خواهد داشت و يزيديان آن را شورشي بر حق و از روي حکمت خداوند مي‌دانند و شيطان را لعن نمي‌کنند و معتقدند که در آخرالزمان او مشمول لطف و بخشش پروردگار خواهد گشت.

محققين و متکلمين اسلامي آنها را بدليل باور به نسخ اسلام در آخرالزمان، جزو غلاة دانسته‌اند.يزيديها به شيطان يا بقول خودشان ملک طاوس ارادت دارند و چون در قرآن و ديگر کتابهاي مذهبي به شيطان و ابليس لعن شده، او را ملک طاوس مي نامند که رئيس تمام ملائکه مي باشد. در فرهنگ اعلام معين آمده است كه چون در آن‌ زمان ﴿يعنى در زمان زندگى شيخ عدى﴾ عادت لعن و سب شيوع داشت “شيخ عدى دستور داد لعن را مطلقا ترك كنند حتى لعن بر ابليس را”.

علاوه بر يزيديها بعضي از عرفاي مشهور، يکتا پرستي ابليس را ارج مي نهند. بقول ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه، (ج 1 ص 35) ابوالفتوح احمد بن محمد غزالي برادر ابو حامد محمد بن محمد غزالي روزي در بغداد بر بالاي منبر گفت: اگر کسي توحيد را از ابليس ياد نگيرد زنديق است. زيرا او مامور شد که بغير از خدا را سجده کند ولي نپذيرفت.

ايزديان‌ به‌ تناسخ‌ ارواح‌ عقيده‌ دارند و معتقدند انسان‌ چنانچه‌ در جهان‌ نيكوكار و خير باشد، هنگامي‌كه‌ مي‌ميرد روحش‌ مجدداً به‌ تن‌ كودكي‌ نيكوكار حلول‌ مي‌كند، اما اگر انسان‌ بدكار و شريري‌ باشد، هنگامي‌كه‌ روحش‌ آزاد مي‌شود به‌ بدن‌ جانواران‌ و حشرات‌ موذي‌ چون‌ كژدم‌ و مار راه‌ مي‌يابد.

به عقيده آنها ارواح دو قسمند:

اول – شريره که در حيوانات بد جنس حلول مي کنند و هميشه در عذابند.

دوم – ارواح پاک که در فضا پرواز مي نمايند تا براي مردم زنده اسرار کائنات و مغيبات را کشف نمايند و اين ارواح با عالم غيب در تماس دائم هستند.

گزارشي از تعصبات يزيديان

در ۷ آوريل ٢۰۰۷ در کردستان عراق جنايتي غير قابل تصور و وحشيانه اتفاق افتاد. خبر بيست روز بعد از حادثه، زماني در جهان انعکاس يافت که چند صحنه از فاجعه بصورت فيلمي که با يک تلفن همراه گرفته شده بود پخش شد. Asuda، سازمان مبارزه با خشونت عليه زنان در بيانيه اش در تاريخ ٢٦ آوريل براي اولين بار خبر را به گوش جهانيان رساند. WADI هم يک سازمان کمک به کردستان عراق، که مقرش در اطريش است و سازمان عفو بين الملل در ٢٧ آوريل خبر را انتشار دادند. شبكه تلويزيوني ” CNN در دو مرحله اقدام به پخش فيلم اين جنايت كه توسط تلفن همراه تصوير برداري شده نمود . و سايت ياهو در قسمت کليپ هاي ويدويي اين جنايت را به نمايش گذاشت .

به گزارش خبرنگار سايت پزشکان بدون مرز، دعا خليل اسود نوجوان ۱۷ ساله از فرقه ايزدي يا يزيدي، که به جرم دوست داشتن يک پسر عرب سني از طرف اطرافيان و جوانان متعلق به فرقه يزيدي سنگسار شد . (در اين فرقه عاشق جواني مسلمان شدن گناهي نابخشودني است. جرمي که جز مرگ تاواني ندارد. ) اين واقعه در مرکز شهر موصل و يا شهر بشيقه در کردستان عراق و با حضور عده زيادي از جمله پليس محلي اتفاق افتاد. گويي در اين جامعه نيرو و يا افرادي نبودند که دعاي نوجوان را از زير دست مشتي متعصب و جاني خلاص کنند. در حالي که چندين نفر با تلفن همراه از اين واقعه فيلم و عکس مي گرفتند٬ تعدادي با سر و صدا و داد و فرياد او را سنگسار کردند. اما آنچه اتفاق افتاد سنگسار نبود، بلکه حيواني ترين عملي بود که مي توانست توسط انسان انجام شود.

دعا دختر ۱۷ ساله کرد در وسط ميدان به وسيله افرادي با لگد ، سنگ و بتون مورد حمله قرار گرفت متاسفانه خانواده و بستگان دعا در جلوي صف بودند. غم انگيز تر از همه آن بود که تعدادي جوان نيز از اين فرصت استفاده کردند و به برهنه کردن اين نوجوان ۱۷ ساله پرداختند و دعاي نوجوان در ميان لگد ها و ضربات مرگبار اطرافيان به پوشاندن بدن برهنه خود مي پرداخت . جرم اين نوجوان ۱۷ ساله فقط عاشقي بود.

 

مقايسه شيطان پرستي در اديان

مفهوم شيطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. در اصل در سنت مسيحيان جودو(مسيحيت يهودي)، شيطان به عنوان بخشي از آفرينش ديده شده است که در برگيرنده قانوني است که مي‌تواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و با اختيار تام خود، قادر است مبارزه طلب باشد. (يادآور يکي از تفسيرهاي يهودي که مي‌گويد تنها زماني که پتانسيل توانايي تخلف از خواست خدا را داشته باشيد و با او مخالفت نکنيد موجودي بسيار خوب خواهيد بود) در خلال قرنها اين مفهوم به مخالفت صرف عليه خداوند تحريف شده است.

اين ديدگاه که هر چيزي نقطه مقابل خود را دارد و خداوند (تماماً خوب) بايد يک نيروي خداي بد (شيطاني) نيز در مقابلش باشد (بسياري از الهه‌هاي قديمي نيز اين نيروهاي بد را در خود داشته اند، به طور مثال تمدن مصر باستان نيز چنين باوري را داشته است).

ميان آموزه‌هاي دين مسيحيت و بعد از آن اسلام، که هر دو پيروان بسياري بدست آوردند و يک رستگاري اعلا را براي خود قائل هستند و به زندگي بعد از مرگ اعتقاد دارند، شيطان وجود دارد و در همه جهان‌ بيني‌هاي الهي، شيطان سعي دارد خداوند را تحليل برد و خراب کند.

با رشد رو به جلوي جامعه از دوران اصلاحات به دوران روشنفکري (قرون 17 و 18)، مردم در جوامع غربي به پرسش سوالاتي راجع به شيطان کردند و اين شيطان نيز در پاسخ به تدريج بزرگ و بزرگتر شد، لذا شيطان پرستي به صورت يک رسم که با رسوم ديني گذشته مخالفت دارد ظهور پيدا کرده است.به علاوه شيطان پرستي بر مبناي آموزه‌هاي مخالف دين‌هاي ابراهيمي به مخالفت با خداي ابراهيمي پرداخته است. قديمي‌ترين شاهد ثبت شده راجع به اين واژه (شيطان پرستي) در کتاب “تکذيب يک کتاب” توسط توماس هاردينگ (1565) به چشم مي‌خورد که در آن از کليساي انگليس دفاع مي‌کند: “در خلال زماني که مارتين لوتر براي اولين بار فرقه ملحد و شيطان پرست خود را به آلمان آورد،…”. در حالي که مارتين لوتر خود هرگونه ارتباطي را بين آموزه هايش و شيطان نفي کرد. کلمه شيطان در ابتدا از دين يهود آمده و در مسيحيت و اسلام تکميل يافته است. اين نگاه يهودي-مسيحي-اسلامي از شيطان مي‌تواند به موارد زير تقسيم شود:

 يهود: شيطان در يهوديت، در لغت به معناي “دشمن” يا “تهمت زننده” است. و همينطور نام فرشته‌اي است که مومنين را مورد محک قرار مي‌دهد. شيطان در يهود به عنوان دشمن خدا شناخته نشده است بلکه يک خادم خدا است که وظيفه دارد ايمان بشيريت را مورد آزمايش قرار دهد.

 مسيحيت: در بسياري از شاخه‌هاي مسيحيت، شيطان (در اصل لوسيفر) قبل از آنکه از درگاه خدا ترد شود، يک موجود روحاني يا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار بوده است. گفته مي‌شود شيطان از درگاه خداوند به دليل غرور بيش از حد و خودپرستي ترد شده است. معتقدند شيطان کسي بوده که به انسان گفته است مي‌تواند خدا شود، و موجب معصيت اصلي انسان در درگاه خدا شده است و در نتيجه از بهشت عدن اخراج شده است. از شيطان در کتاب يوناني “ديابلوس” به عنوان روح پليد (Devil) نيز نام برده شده است که به معناي “تهمت زننده” يا “کسي که به نا حق ديگران را متهم مي‌کند”. واژه Devil از فعلي به معناي “پرت کردن” يا “انتقال دادن” نشئات گرفته شده است. در حالي که لاوي ادعا کرده است که اين واژه از زبان سانسکريت مشتق شده و به معناي الهه است.

 اسلامي: کلمه شيطانsatan در عربي “الشيطان” به معناي خطا کار، متجاوز و دشمن است. اين يک عنوان است که معمولاً به موجودي به نام ابليس صفت داده مي‌شود. ابليس يک جن بوده است که از خدا نافرماني کرده است لذا توسط خدا محکوم شده است که به عنوان منبعي براي گمراهي انس و جن باشد و ايمان آنها را براي خدا بسنجد.

 

نقد شيطان پرستي

توصيه اي كه شيطان‌پرستان به اطرافيانشان مي کنند شنيدن آهنگ هاي تند همراه با خشونت است. كه وحشت و نفرت را با خود دارد. آنها موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند. آنها خود را بي خانماني بيابان‌گرد مي پندارند كه از عشق و محبت متنفرند. در اصل آنها به جنگ با واقعيت خود پرداخته و به خيال خود به دنبال حقيقت گمشده و حقيقت واقعي هستند. آنان خوانندگان بسيار خشني كه در صدايشان مي توان غرش را شنيد، سمبل قدرت شيطان پرستي مي‌دانند و معتقدند که اين خوانندگان پيام شيطان را به آنها مي‌رسانند. شيطان پرستان مي‌خواهند كمبود و نياز خود را با خشونت زياد رفع کنند. اهانت به اديان به عنوان آزادي بيان در تصنيف هاي خوانندگانشان ترويج و تبليغ مي شود.

امروز گروه هاي موسيقي شيطان پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند و مدعي هستند که:

“هدف ما دستيابي به يک قدرت جهاني است”

“هيچگونه محدوديتي براي حوزه فعاليتهاي ما وجود ندارد”

“توده مردم بايد صرفا به وسيله ما اداره شوند”

گرچه بيشتر نقدها به اعتقادات شيطان پرستان از ناحيه اديان بزرگ صورت مي‌پذيرد، ولي بيشترين انتقادات به شيطان پرستي از طرف مسيحيان صورت مي‌گيرد.

اين ادعا که شيطان پرستي به طور صرف يک دين و فلسفه است در کنار معناي ضد آن تعريف مي‌شود که چه چيزي به عنوان رياکاري، حماقت و خطاهاي مسير اصلي فلسفه‌ها و اديان ضعيف عمل مي‌کند. همچنين اين مباحث از ادراک معني و طبيعت شيطان يا عبادت او از ادبياتي که معمولاً ضد شيطان است شکل گرفته است.

بسياري از شيطان پرستان، شيطان را به عنوان يک نيروي سرکش معرفي مي‌کنند. به هرحال آنها ادعا مي‌کنند چنين هويتي بر مبناي قبول کردن اينکه شيطان موجودي يا قدرتي افضل است شکل مي‌گيرد.

حال گفته مي‌شود با توجه به اينکه شيطان به عنوان موجودي شناخته مي‌شود که با خداوند مخالفت مي‌کند، در صورت قبول کردن او به عنوان راهنما، بايد با خودش نيز مخالفت کرد. (تناقض)

عالمان مسيحي بر اين باورند که نمي‌توان هرگز از شيطان طبعيت نکرد چرا که هيچ کس معصوم نيست (به طور مثال، رستگاري يا کسب امنيت براي خود، حتي با اين شرط که به ديگران ضرر رساند). حتي کساني که از فلسفه خود پرستي تبعيت مي‌کنند، تلاش مي‌کنند چيزهايي که به عنوان خوبي فقط براي خودشان شناخته شده ‌است را بدست آورند. اين فلسفه دانان ادعا مي‌کنند نتيجه اين فلسفه اگر با قوانين خداوندگار تطابق نداشته باشد، تنها رنج، سردرگمي، انزوا و نا اميدي به همراه خواهد داشت.

شيطان پرستي يک “سراب فلسفي” و “علم بيان سنگين” است. چرا که گفته مي‌شود لاوي در استفاده از لغاط تبحر خاصي داشته است. شيطان پرستي يک طلسم کم ژرفاي عقلاني از خداي ساخته شده توسط بشر است.

“انسان موجودي اجتماعي است و به انسان‌هاي ديگر احتياج دارد”. بعضي‌ها عقيده دارند شيطان پرستان درک اشتباهي از استقلال داشته‌اند و آن را به تنهايي تعبير کرده اند. استقلال مي‌تواند شما را قوي تر کند ولي اين غير ممکن است شما به تنهايي خدا باشيد. آنها بر اين باورند که اگر کسي خود را خدا معرفي کند و ضمن استفاده از لايق دانستن خود، مي‌تواند به عدم پذيرش حقيقت منجر شود.

يکي از نقدهاي کاربردي تر شيطان پرستي اينست که ضمن اين که شيطان پرستي معمولاً خود را به عنوان راه نجاتي براي توده‌هاي تسليم شده مردم در مقابل دين‌هاي اصلي معرفي مي‌کند، بر شايستگي‌هاي آنها در بي نيازي از ديگران و انزوا گرايي تاکيد مي‌کنند و انزوا گرايي مي‌تواند به سوء استفاده‌هاي مختلفي ناشي شود، که معمولاً نيز چنين است. چرا که طبيعت انزواگرايانه شيطان معمولاً در بازخورد جوامع ناکار آمد است و براي جبران اين خلاء از قوانين اديان سنتي استفاده کرده است.

________________________________________

فهرست منابع

- توسلي،بابک،شيطان در موسيقي غرب،نشريه نگاه تازه،شماره سوم و چهارم،صفحه147.

- توکلي، محمد رئوف، تاريخ تصوف در کردستان: چاپ اول، تهران، توکلي، 1378.

- عبدالهي خوروش،حسين،تاثير موسيقي بر روان و اعصاب،ناشر:بنگاه مطبوعاتي مطهر اصفهان.

- سخنراني دکتر حسين عباسي با عنوان”شيطان شناسي مدرن و عينيت يافتن شيطان در قرن 21″.

- معمر،کيوان،مهندسي صنايع گرايش توليد صنعتي، ورودي سال1381،نقدي بر انواع و گروههاي شيطان پرستي، استاد راهنما:کريمي،معارف اسلامي2،دانشگاه علم و صنعت ايران،پائيز1384.

- مشکور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامي، بنياد پژوهشهاي آستان قدس رضوي، ۱۳۶۸.

.I. Epstein, The Babylonian Talmud, 16 vols. in 7 parts, London: Socino Press, – 1978..

The Hebrew Story in the Middle Ages, Jerusalem: Keter Publishing House -1974.

Hebrew Myths. The Book of Genesis (with Raphael Patai). New York: -Doubleday, 1964.

www.regalia.persianblog.com

www. Phalls.com

www.prophetodarkness.persianblog.com

www.wikipedia.com

www.prophetodarkness.persianblog.com

www.satan101.com

www.the watchman expositor Satanism.com

www.dpjs.co.uk.com

www.church of satan.com

www.satanic-bible.blogfa.com/8601.aspx

www.prophetodarkness.persianblog.com

www.fa wikipedia.org\wiki

www.persiantoos.com

www.zeyton.com

www.zeitoon.net/1/d.html

www.joodi2.blogfa.com/85072.aspx

www.fa wikipedia.org\wiki

www.xyx1.persianblog.com/1383_1_22_xyx1_archive.html

www.roonaka.blogspot.com/2005/05/blog-post_31.html

ونيز ببينيد:http://www.freewebs.com/parviz_r/shitan parasti.pdf

http://reza.malakut.org/archives/003306.html

 

تنظيم : بهرام محسني نسب (Bahrammn@gmail.com  )

 

والسلام علي من التبع الهدي

 

 

سيره نبي اكرم (صلوات الله عليه) | سيره ائمه اطهار (عليهم السلام) | سيره بزرگان (رضوان الله عليهم)

موضوعات تحقيقاتي | مطالب جالب و آموزنده | لينك به سايتهاي مفيد ديگر