چاپ اين صفحه صفحه اصلي سايت نبي اكرم صلوات الله عليه | موضوعات تحقيقاتي | ارسال نظر در خصوص اين مطلب
 

بسم الله الرحمن االرحيم

چرا خدا انسان را آفريد

از آنجا كه خدا بي نهايت مطلق است و داراي تمام هستيهاست هرآنچه كه در عوالم هست از هستي اوست و از آنجا كه هستي خدا از زماني اتفاق نيافتاده بلكه ازليست بنابراين هستي همه چيز هم مانند هستي خدا ازليست بنابراين از زمانيكه خدا بوده انسان هم بوده اما اين بودن انسان به معني بودن حقيقت وجود انسان است و منظور بدن انسان نيست. زمانيكه حقيقت انسان را خواستند به دنيا بياورند بدني به او داده شد تا با آن بدن در اين دنيا زندگي كند.

اين حقيقت انسان كه ازليست به معناي آن حقيقتي است كه ابتدا در علم خدا بوده و پس از آن در مراحل مختلف قرار گرفته و مرحله به مرحله عوالم قبل اين دنيا را سپري كرده تا به اين دنيا رسيد زمانيكه مقرر شد به اين دنيا بيايد مراحلي را در رحم مادر گذراند تا اينكه در مرحله اي آن حقيقت از قالب بدني به اين دنيا آورده شد. اين مراحل مختلفي كه انسان گذراند براي اين بود كه مرحله به مرحله با توجه به ظرفيت و توان وجوديش به رشد و تعالي برسد. يعني زمانيكه قرار شد انسان به جايگاه انساني خود برسد و جايگاه او (در بهشت) براي او تحقق پيدا كند بايد مراحلي را سپري مي كرد و در عوالم مختلف حركت مي كرد تا در هريك از آنها رشد مربوط به آن مرحله در او محقق شود. شكل و قالب تمام اين مراحل و عوالم متناسب با آن است كه انسان را به تعالي مناسب وجودش برساند.

بنابراين وجود انسان از ازل بوده است ليكن دليل آمدن او به دنيا اين است كه انسان براي رشد و رسيدن به جايگاه اصلي خود در عوالم و مراحلي حركت كرده و از عالمي مرده و در عالم ديگر متولد مي شود بنابراين آمدن انسان به اين دنيا هم براي همين رشد و تعالي او بوده است ليكن رشد او در اين دنيا متناسب با امكانات, شرايط و استعداد اين دنيا مي باشد و در عوالم ديگر نيز به همين ترتيب يعني رشد انسان در هر عالمي متناسب با شرايط و استعداد همان عالم مي باشد.

بنابراين وقتي در قرآن مي فرمايد "خلق نكرديم جن و انس را مگر براي عبادت و بندگي" با موضوع فوق كاملا توضيح داده مي شود. چراكه عبادت و بندگي همان مرحله رشد انسان است و حضرت رسول صلوات الله عليه كه به بالاترين مرحله انساني رسيده است, در تمام نمازهايمان مي گوييم "و اشهد ان محمداً عبده و رسوله" يعني آن حضرت به بالاترين مقام انساني كه همان عبوديت و بنده خدا شدن است رسيده و بعد رسول شده است.

زمانيكه انسان تعيُّن و محدوديت پيدا كرد و به عبارت ديگر به وجود آمد اول چيزي كه ديد محدوديت خودش بود يعني از آنجا كه محدوديت انسان ظاهرتر و در دسترس تر است انسان محدوديت خود را اول احساس كرد و متوجه شد لذا چنين پنداشت كه او همان تعينات و محدوديتها است. وقتي خدا به انسان در عالم فطرت گفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ او جواب داد بله (تو پروردگار مني) اما از آنجا كه به محدوديت خود مي نگريست علاقه مند به كثرت و زرق و برق دنيا (عوالم پست) بود و اين از ناپختگي و كوچك بودن او بود و اين از آنجا بود كه عظمت هستي خود را كه از خدا بود را نفهميده و حقارت كثرت و محدوديت خود را فهميده بود. بنابراين خدا او را به همان مراتب پستي كه به آنها علاقه مند بود تنزل داد تا از ناپختگي درآمده و به كرامت و بزرگي برسد و در يك كلام فهم در او ايجاد شود. واقع شدن اين اتفاقات ممكن نبود الا اينكه انسان به مراتب پست دنيا (عالم كثرت) نزول كند تا در آن به اين فهم برسد كه حقيقت او با كثرات كه محدوديت و حقارتند سنخيت ندارد و به پختگي و كرامتي برسد كه جهت ميل و توجهش از كثرت به وحدت تغيير كند. تمام اتفاقاتي كه براي انسان در اين دنيا مي افتد اين جهت را دارد.

كسانيكه در اين دنيا به اين فهم برسند بزرگي و پختگي به آنها داده مي شود كه با حقيقت عالم وحدت انطباق پيدا كرده و زمانيكه در عالم وحدت قرار بگيرند چون حقيقت آنها با آن عالم سنخيت دارد آنجا براي او بهشت مي شود. اما كسانيكه در اين دنيا به همين دنيا و جذابيتهاي آن دل خوش كرده و در آن حد مي مانند با آنها به همان اندازه برخورد شده و در همان حد نگهشان مي دارند. اما كسانيكه برخلاف ذات انسانيشان عمل كنند (مثلا ظلم و تجاوز كننديا به اندازه فهمشان خدا پرستي نكنند) در آخرت در فضايي برخلاف ذات و حقيقتشان قرار مي گيرند كه به دليل عدم سنخيت آن فضا با وجودشان آنجا براي آنها دوزخ مي شود.

 

نويسنده : بهرام محسني نسب (Bahrammn@gmail.com  )

 

والسلام علي من التبع الهدي

 

 

سيره نبي اكرم (صلوات الله عليه) | سيره ائمه اطهار (عليهم السلام) | سيره بزرگان (رضوان الله عليهم)

موضوعات تحقيقاتي | مطالب جالب و آموزنده | لينك به سايتهاي مفيد ديگر