چاپ اين صفحه صفحه اصلي سايت نبي اكرم صلوات الله عليه | موضوعات تحقيقاتي | ارسال نظر در خصوص اين مطلب
 

بسم الله الرحمن االرحيم

 

محبت به خدا

 

انسان در محبت به خدا چند حالت دارد. يا خدا را كلا فراموش كرده و در زندگي خود هيچ توجهي به خدا ندارد (هرچند زمانيكه انسان در مشكلات از همه چيز مي بُرد، ناخواسته معطوف به خدا مي شود و اين جزو فطرت و ذات انسان است.) در اين صورت فقط به خود و ماده اطراف خود توجه دارد و در ظلمت خود به سر مي برد. يا به خدا توجه دارد ليكن به خود و ماده اطراف خود بيشتر توجه دارد به اين صورت كه فقط در بعضي مواقع به ياد خدا نيز مي افتد. در اين صورت چيزي از محبت خدا در او اتفاق افتاده است ليكن به كثرات و خود و ماده اطراف خود بيشتر محبت دارد.

كساني هستند كه خدا را به اندازه خود دوست دارند و همانطور كه امور مختلف را مي بينند خدا را نيز مي بينند كه در اين صورت توجه به خود را معادل توجه به خدا قرار مي دهند و همانطور كه خود و ماده اطراف خود را در امور مؤثر مي بينند خدا را نيز مؤثر در امور مي بينند.

 اما كساني هستند كه خدا را بيشتر از خود و همه چيز دوست دارند. اينها كساني هستند كه در مورد ايشان در سوره بقره آيه 165 مي فرمايد "وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ" و كسانيكه ايمان آورده اند خدا را بيشتر دوست دارند. يعني حقيقت ايمان زماني اتفاق مي افتد كه فرد خدا را از خود بيشتر دوست داشته باشد كه نتيجه اين اتفاق اين مي شود كه خدا را در امور زندگي خود بر هر چيز ديگري ترجيح مي دهد. تنها در اين صورت است كه انسان به كمال انساني خود كه همان رسيدن به الوهيت است مي رسد.

در ارتباط با خدا رسيدن به مرحله اي كه انسان خدا را از خود بيشتر دوست داشته باشد مرحله بسيار مهمي است و مؤمن حقيقي كسي است كه به اين مرحله رسيده باشد كه در آيات دو تا چهار سوره انفال، فقط ايشان را مؤمن حقيقي معرفي كرده است. كسي كه خدا را از خود بيشتر دوست داشته باشد در واقع به عشق به خدا رسيده است. در حديث قدسي مي خوانيم كه كسي كه عاشق خدا شد خدا نيز عاشق او مي شود "مَن عَشَقَني عشقتُهُ". و اساساً آمدن انسان به اين دنيا براي همين است كه انسان بنده حقيقي خدا شود و اين زماني اتفاق مي افتد كه انسان عاشق خدا شود يعني خدا را در همه چيز، به خود ترجيح دهد حتي در جان خود. چنين كسي بنده حقيقي خداست و به كمال عبوديت رسيده است و چنين كسي شهيد است خواه خونش ريخته شده باشد يا در اين دنيا در بدن مادي خود به زندگي مادي مشغول باشد.

زمانيكه كسي به اين مرحله رسيد كه خدا را از خود بيشتر دوست داشت، اين محبت به خدا به مرور زمان به مقطعي مي رسد كه اگر دستگيري خدا نيز به شكل خاصي براي او اتفاق بيافتد، چنان در قلب او افزايش پيدا مي كند كه ديگر فقط خدا را دوست خواهد داشت يعني به مرحله اي مي رسد كه وجود او پر از محبت خدا شود و حتي خودش را نيز ديگر نبيند و توجهي به خودش نداشته باشد اين مرحله، بالاترين مرحله رسيدن به خداست و جايگاه خاصي است كه بالاترين درجه اخلاص و بندگي خداست.

 

نويسنده : بهرام محسني نسب (Bahrammn@gmail.com  )

 

والسلام علي من التبع الهدي

 

 

سيره نبي اكرم (صلوات الله عليه) | سيره ائمه اطهار (عليهم السلام) | سيره بزرگان (رضوان الله عليهم)

موضوعات تحقيقاتي | مطالب جالب و آموزنده | لينك به سايتهاي مفيد ديگر