چاپ اين صفحه صفحه اصلي سايت نبي اكرم صلوات الله عليه | موضوعات تحقيقاتي | ارسال نظر در خصوص اين مطلب
 

بسم الله الرحمن االرحيم

 

چگونه محبت خدا را در خود افزايش دهيم؟

 

زمانيكه انسان به خدا توجه كند و به خدا با رويكرد مثبت فكر كند اين توجه و فكر، منجر به اين مي شود كه انسان نسبت به خدا محبت پيدا كند و و با اين توجه و تفكر در مورد خدا، محبتش نسبت به خدا افزايش يابد. اين اتفاق به اين خاطر است كه اساس محبت كه سنخيت است ميان انسان و خدا به بالاترين درجه خود وجود دارد يعني به اين خاطر كه خداوند تمام اسماء و صفات خود را به انسان ياد داد و از طرفي ديگر از روح خود در انسان دميد سنخيت بسيار زيادي ميان انسان و خدا وجود دارد كه منجر به اين مي شود كه انسان بتواند خدا را دوست داشته باشد بلكه به خدا عشق بورزد و بالاتر اينكه چون اصل وجود انسان و منتهاي تعالي او خداست، و وطن اصلي انسان كه انسان از او برگرفته شده خداوند مي باشد، حتي خدا را مي تواند از خود نيز بيشتر دوست داشته باشد. اين شدت محبت انسان با خدا بر اساس شدت سنخيتي است كه ميان انسان و خدا وجود دارد. در ذيل اموري كه منجر به بر قراري سنخيت بيشتر انسان با خدا شده و در نتيجه محبت انسان را نسبت به خدا افزايش مي دهد آورده شده است.

1- همانطور كه در بخش "اقداماتي كه منجر به افزايش محبت در درون انسان مي گردد" گفته شد انسان نسبت به هر چه از خود هزينه كند و براي او وقت و توان صرف كند محبتش نسبت به او افزايش مي يابد هر چه انسان از خود براي خدا توان و وقت صرف كند و براي خدا اقدام به تقوي و عبادت كند نسبت به خداوند محبتش افزايش مي يابد علي الخصوص كه اگر بر اثر اين تقوي و تعالي معنوي، لذتي از ارتباط و توجه به خدا در خود احساس كند و محبت نسبت به خدا در فرد ايجاد نمي شود مگر اينكه خداوند در فرد جريان يابد. اين جريان يافتن و حضور خدا در انسان همان ايمان است بنابراين بر اثر تقوي و عبادت، هر چه خداوند در درون انسان بيشتر تحقق پيدا كند ايمان انسان نسبت به خداوند بيشتر شده و محبت انسان نسبت به خداوند بيشتر مي شود.

2- به نعمتهاي خدا توجه كنيم.

نعمتهاي خدا چيزهايي هستند كه خدا در اختيار انسانها قرار داده تا با آنها به زندگي خود بپردازند و به تعالي و رشد رسيده و از زندگي خود لذت ببرند. اين امور از جيات و زندگي فرد گرفته تا كوچكترين چيزهايي كه خدا در اختيار هر فردي قرار داده به نحوي كه گاه يكي از آنها كه از بين مي رود به طور كل زندگي انسان مختل مي شود. چنانچه در آيات قرآن نظر كنيم خداوند خودش به بسياري از نعمتها به انسان توجه داده و اهميت آنها را ذكر مي كند.

توجه به اين نعمتها و اينكه خداوند چقدر به فكر آفريده هاي خود بوده كه بدون درخواست آنها هرآنچه مورد نيازشان بوده در اختيارشان قرار داده و آنچه در اختيارشان قرار نداده به ضررشان بوده است منجر به اين مي شود كه انسان با نگاهي محبت آميز به خداوند نظر كند و او را دوست داشته باشد.

و واقعا آنقدر نعمتهاي خدا كه به ما داده است زياد است كه نمي توان آنها را به شمارش آورد از نعمتهاي مادي گرفته تا نعمتهاي معنوي و از دنيوي تا اخروي و بالاتر از همه اينها نعمت هدايت و سعادت و خدش را كه در اختيار انسان قرار داده تا به هر درجه اي كه مي تواني برسي و در جوار رحمت او و ائمه اطهار عليهم السلام خود را قرار دهي.

3- به محبت خدا نسبت به خود توجه كنيم.

از آنجا كه انسان از خداست انطباق ذاتي و حقيقي ميان انسان و خدا وجود دارد و بر اثر اين انطباق سنخيتي ميان انسان و خدا وجود دارد كه اين سنخيت اصل و ريشه محبت است بنابراين هيچ كس به اندازه خدا انسان را دوست ندارد چراكه انسان موجودي است آفريده خدا و از خدا. البته اين سنخيت زماني از طرف انسان وجود دارد كه ايماني در قلب انسان نسبت به خدا وجود داشته باشد اما اگر ايمان وجود نداشته باشد شامل آن گروهي مي شود كه مي فرمايد وقتي خدا را به يگانگي ياد مي كنند قلبهاي كساني كه به آخرت ايمان ندارند مشمئز مي شود. ايمان به آخرتي كه خدا وعده داده نشانه عملي ايمان به خداست.

اينجاست كه در حديث قدسي مي فرمايد اگر مردم بدانند كه خدا چقدر آنها را دوست دارد بند از بندشان پاره مي شود. يعني انسانها حتي ظرفيت دانستن اينكه خدا آنها را چقدر دوست دارد ندارند. اما انسان زمانيكه در مراتب ايماني بالا رفت در درون او محبتي از خدا احساس شده و مرتباً زياد مي شود تا آنجايي كه واله و شيفته خدا مي شوند.

با توجه به اين مطالب آن حديث قدسي توضيح داده مي شود كه مي فرمايد :

هر كس مرا (خدا را) طلب كند مرا مي يابد، و هر كس مرا بيابد مرا مي شناسد، و هر كس مرا بشناسد مرا دوست مي دارد، و هر كس مرا دوست بدارد عاشق من مي شود، و هر كس عاشق من بشود من عاشقش مي شوم، و هر كس من عاشقش شوم او را مي كُشم (يعني از حيوانيات او را خارج مي كنم)، و هر كس را كه بكشم ديه او بر من است، و هر كس را كه ديه اش بر من باشد من خود ديه او هستم.

معناي اين حديث اين است كه هركس خدا را طلب كند و محبت او را به دست بياورد كارش به جايي مي سد كه خدا خودش را تقديم به او مي كند به اين ترتيب كه از كانال و ارتباط با خدا به تمام عالم احاطه و تصرف پيدا مي كند ليكن هر كس به اندازه خودش.

و در قرآن مي فرمايد بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را.

4- به اسماء و صفات الهي توجه كنيم كه حرارت و جذابيت زيادي در وجود انسان به وجود مي آورند.

زمانيكه انسان به فضايل اخلاق دست يافته و آثار اسماء و صفات الهي را در خود مي يابد از اسماء و صفات الهي هيجان و كششي در خود احساس مي كند كه جذابيت زيادي برايش دارد و از آنجا كه اسماء و صفات الهي محل ارتباط انسان با خدا هستند كه خدا را در قالبهاي نوراني و كاربردي اسماء و صفات الهي مشاهده مي كند منجر به محبت فزاينده اي نسبت به خدا مي گردد.

بلكه انسان در مراتب بالاتر از آنجا كه اسماء و صفات الهي را اداره كننده تمام سيستم عالم مي بيند و آنها را محقق شده در خود مي يابد از اين ارتباط با خدا چنان بهجت و عزتي در خود احساس مي كند كه غير از خدا و نور اسماء و صفات او چيزي را نمي بيند و سرمست آن مي گردد.

5- به وجود خود كه برگرفته شده از وجود خدا هستيم توجه كنيم كه ما با او يكي هستيم.

از آنجا كه انسان از خداست زمانيكه به مدارجي از ايمان برسد ميان وجود خود و وجود خدا اتحادي احساس مي كند بنابراين وجود خود را توسعه يافته در حقايق وحداني مي بيند و احاطه و اشرافي نسبت به تمام امور در درون خود حس مي كند و بر اثر احساس استقرار نور خدا در درون خود عزتي احساس مي كند كه برايش بسيار ارزشمند است. اين امور منجر به آرامشي در او مي گردد كه بالاترين لذتها را براي او دارد و اين توجه، عظمت و بزرگي براي انسان مي آورد كه انسان را سرخوش  مي نمايد.

خداوند مي فرمايد كه ما از رگ گردن به او نزديكتريم.

 

نويسنده : بهرام محسني نسب (Bahrammn@gmail.com  )

 

والسلام علي من التبع الهدي

 

 

سيره نبي اكرم (صلوات الله عليه) | سيره ائمه اطهار (عليهم السلام) | سيره بزرگان (رضوان الله عليهم)

موضوعات تحقيقاتي | مطالب جالب و آموزنده | لينك به سايتهاي مفيد ديگر