شرح فرازهايي از زيارت جامعه كبيره

 

در زيارت جامعه كبيره مي خوانيم :

من اراد الله بدا بكم و من وحده قبل عنكم و من قصده توجه بكم

و اشهد ان محمداً ...  ليظهره علي الدين كله و لوكره المشركون

و ما خصنا به من ولايتكم ، طيبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزكيه لنا و كفاره لذنوبنا 

وَبِكُمْ يُمْسِكُ السَّماَّءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاَْرْضِ اِلا بِاِذْنِهِ

 


من اراد الله بدا بكم و من وحده قبل عنكم و من قصده توجه بكم

در اين سه فراز از زيارت جامعه كبيره مي فرمايد كسي كه خدا را اراده كند از شما آغاز مي كند و كسي كه خدا را به يكتايي بشناسد از شما قبول مي كند و كسي كه خدا را قصد كند به شما توجه مي كند. اين سه جمله، جملات با عظمتي هستند كه شدت ارتباط و انطباق ائمه عليهم السلام را با خدا بيان مي كند. به اين ترتيب كه مي فرمايد :

من اراد الله بدا بكم :

كسي كه بخواهد به خدا برسد و طريق سلوك و وصول به خدا را طي كند بايد از شما شروع كند اين شروع كردن از ائمه به معناي خود را هماهنگ و همانند كردن با ايشان است چرا كه ايشان به قدري خود را با خدا منطبق و هماهنگ كرده اند كه اگر كسي مي خواهد به خدا برسد بايد ابتدا خود را با ايشان منطبق كند تا نتيجه اين انطباق همان وصول و رسيدن به خدا شود.

و اين نيست مگر به اين خاطر كه ائمه عليهم السلام محل تجلي و ظهور اكمل و اتم اسماء و صفات الهي هستند بنابراين كسيكه مي خواهد خود را بالاترين مراتب نور برساند و مقرب درگاه الهي شود بايد ابتدا خد را با ايشان هماهنگ كند چراكه در همين زيارت جامعه كبيره مي فرمايد "انتم الصراط الاقوم" يعني شما راه پابرجاي خدا هستيد و معناي اين عبارت اين نيست كه شما فقط راهنماي به سوي خدا هستيد بلكه فراتر اينكه شما همان راه خدا هستيد يعني كسي كه با شما آميخت در راه وصول و تقرب به خداست و به اين معني است كه هركس هر مقدار خود را با شما آميخت به همان اندازه مقرب درگاه الهي شده است.

من وحده قبل عنكم :

در فراز ديگر كه مي فرمايد "كسي كه خدا را به يكتايي بشناسد از شما قبول مي كند" به اين معناست كه شما چنان در توحيد الهي آميخته ايد كه كسي كه مي خواهد يكتايي خدا را درك و دريافت كند بايد نسبت به شما معرفتي پيدا كند تا توحيد را از محل اصلي خود كه خداوند مقرر كرده بپذيرد. اين نيست مگر به اين خاطر كه ائمه عليهم السلام چنان با خدا آميخته اند كه در مراتب و مراحل توحيدي او غرق هستند لذا كسي كه بخواهد توحيد و يكتايي خدا را در اين عالم كثرات به خوبي درك كند بايد حتماً معرفت به ائمه عليهم السلام و به روش زندگي و مشي و نگرش آنها به حقايق عالم پيدا كند تا توحيد خدا را از اين طريق بتواند دريافت كند. چراكه زندگي و روش ائمه عليهم السلام تماما توحيدي است و اين به خاطر فاني بودن آنها در خداوند متعال مي باشد بنابراين كسي كه مي خواهد توحيدي شود بايد از اين طريق وارد شود و از هر طريق ديگري وارد شود به نقص بر مي خورد چراكه توحيد از آنجا كه يك موضوع بسيطي است در كسي بطور بي نقص اتفاق مي افتد كه آنرا به تمام معناي خود داشته باشد. كسي كه توحيد را كامل داشت تمام رفتار , تفكرات و خواسته هاي او در مسير توحيد الهي خواهد بود و اينان كساني هستند كه مي تواند حقيقتاً يكتايي و توحيد را از ايشان گرفت.

بنابراين كسي كه مي خواهد توحيدي شود حقيقتاً اما از طريقي غير از ائمه عليهم السلام برود به توحيد نخواهد رسيد و به بي راهه خواهد رفت و فقط اين ائمه عليهم السلام هستند كه مي توانند انسان را به توحيد و سعادت برسانند.

من قصده توجه بكم :

اين فراز از زيارت موضوع بالاتري را بيان مي دارد و مي فرمايد كسيكه خدا را بخواهد بشناسد و بداند بايد به شما توجه نمايد. با توجه به مطالبي كه در فوق اشاره شد اين به اين خاطر است كه شما ائمه عليهم السلام چنان فاني در خدا هستيد و چنان خود را با خدا آميخته ايد و چنان اسماء و صفات الهي را كه محل تجلي خدا و عظمت الهي هستند در شما ظهور يافته است كه اگر كسي بخواهد خدا را بشناسد و دريابد بايد به شما توجه نمايد و فراتر اينكه از آنجا كه ائمه عليهم السلام برترين ظهورات الهي هستند هيچ كس مانند ايشان نمي تواند چنين مقامي را داشته باشند كه توجه به آنها انسان را به شناخت كامل نسبت به خدا برساند و به عبارت ديگر هر مقدار كه نسبت به ائمه عليهم السلام معرفت پيدا كند به همان اندازه خدا را شناخته است. هر كس ديگري كه محل شناخت خدا توانسته گردد به انازه اين اتفاق در او افتاده كه با ائمه عليهم السلام آميخته و با آنها يكي شده است.


 

و اشهد ان محمداً ...  ليظهره علي الدين كله و لوكره المشركون

در زيارت جامعه كبيره مي فرمايد پيامبر را فرستاديم تا تمام دين را ظاهر كند (ليظهره علي الدين كله). ظاهر كردن تمام دين توسط كسي مي تواند اتفاق بيافتد كه در او تمام دين اتفاق افتاده باشد و تمام دين به معناي تمام مراتب حقايق دين از ظاهر تا باطن آن بنابراين اگر كسي بتواند تمام دين را ظاهر كند بايد به تمام مراتب اسماء و صفات الهي رسيده باشد و تمام اسماء و صفات الهي در او محقق شده باشد.

اين مرتبه خاص رسول الله است چراكه اوست كه تمام مراتب حقايق عوالم در او محقق شده است بنابراين اوست كه مي تواند تمام دين را ظاهر كند چراكه مقام الله در اوست كه به طور كامل محقق شده است و و قتي مي گوييم الله بطور كامل در او محقق شده يعني او الله ي است كه احد است.

و در ادامه مي فرمايد هرچند كه مشركين كراهت داشته باشند و اين به آن معناست كه درست است كه در يك مرتبه مشركاني كه داراي شرك جلي و آشكار هستند و غير از خداي متعال به خداي ديگري قائل هستند با رسول اييه در دين حقش مخالفت كرده و به آن كراهت دارند اما در يك مرتبه ديگر كساني هم كه داراي شرك خفي هستند نسبت به اين دين كه دين كاملي است كراهت دارند. اين مرتبه از شرك را ممكن است حتي مؤمنين معمولي را نيز شامل شود.

يعني زمانيكه فردي هرچند مؤمن در درون خود به روال و اوامري كه در دين اسلام آمده اعتراض داشته باشد و يا به خاطر خواسته هاي نفساني خود اوامري از اين دين را عمل ننمايد در واقع كراهتي است كه او نسبت به اين دين دارد و اين كراهت به خاطر همان شرك خفي اي استكه در قلب اوست. بنابراين ممكن است حتي ما مؤمنين هم شامل اين فراز از زيارت جامعه كبيره بشويم. تنها كساني از اين مرتبه نجات يافته اند كه شامل آيات اول سوره انفال شده باشند كه مي فرمايد "اولئك هم المؤمنون حقا" يعني طبق اين آيات حقا مؤمن شده باشند. تنها اين روه هستند كه بر روش رسول الله اعتراضي ندارند هرچند به صورت قلبي و براي ايشان است درجاتي نزد خدا و معفرت و رزق كريم.

براي نجات از اين رذالت كه در قالب كراهت از دين اسلام و روش رسول الله خود را نشان مي دهد بايد فرد تمام تلاش خود را نمايد تا دين را بطور كامل بپذيرد و لازمه اين آن است كه تمام ابعاد وجود خود را با اين دين آميخته نمايد يعني بدن او به گناه آلوده نگردد و تفكرات او مطابق حقيقت دين و قرآن گردد و قلب او از زذايل اخلاق پاك شده و با فضائل آميخته گردد. اين است حقيقت دين كه با تمام وجود فرد آميخته گشته و او را حقيقتا مؤمن نموده است. در بخشتهاي مختلف سابت نبي اكرم (صلوات الله عليه) در خصوص روش پاك شدن انسان در اين سه بعد مطالبي مهمي بيان رديده است.


 

و ما خصنا به من ولايتكم ، طيبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزكيه لنا و كفاره لذنوبنا

و آنچه را كه اختصاص پيدا كرد برما (مومنين) از ولايت شما پاكي در خلقت ما و پاكي در نفوس ما و تزكيه شدن ما و كفارة  گناهان ما. يعني دارا بودن ولايت اهل بيت(ع) منجر به پاكي انسان در تمام ابعاد وجود او شده و حتي ناپاكيهاي ايجاد شده را نيز پاك مي نمايد و كفاره اي براي معاصي آدمي است. پاكي ايي كه خداوند در سوره الشمس يازده بار قسم ياد مي كند كه بگويد "رستگار شد كسي كه پاك شد" لذا كسي كه داراي ولايت اهل بيت(ع) است رستگار است و به آنچه كه خداوند او را براي آن آفريده دست مي يابد . به اين ترتيت پاسخ اين سئوال كه چرا بايد دنباله رو اهل بيت بود و چرا ما انسانها بايد خود را با ايشان تطبيق نماييم و با ايشان مانوس باشيم به وضوح داده مي شود.

نكته مهم اين است كه در اين فراز از زيارت، تمام ابعاد پاكي را مي فرمايد كه از ولايت ائمه براي انسان ايجاد مي شود. اين ابعاد پاكي عبارتند از پاكي در خلقت، پاكي در جان انسان و پاكي در اعمال انسان و به اين هم اكتفا نكرده مي فرمايد حتي ولايت ائمه عليهم السلام كفاره گناهان انسان هم مي باشد. ليكن اين را هم بايد دانست كه ولايت ائمه عليهم السلام كه منجر به اين پاكي ها مي شود براي انسان به وجود نمي آيد مگر اينكه ذات و حقيقت انسان داراي سلامتي باشد كه توانسته باشد ولايت ايشان را دريافت كرده باشد. رسيدن به اين سلامت راههايي دارد كه در بخشتهاي ديگر اين سايت بيان گرديده است.

بنابراين كسي شامل اين پاكيها مي گردد كه حقيقت او با ايمان و اهل بيت عليهم السلام آميخته باشد. چراكه در اين صورت است كه فرد مي تواند داراي ولايت ائمه عليهم السلام گردد. زمانيكه به ولايت رسيد اين ولايت متناسب به انازه اي كه در فرد محقق شده اين اثرگزاريهاي پاكي را دارد.

 


 

وَبِكُمْ يُمْسِكُ السَّماَّءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاَْرْضِ اِلاّ بِاِذْنِهِ

و به شما است كه نگهدارد آسمان را از اينكه بر زمين افتد جز به اذن او

همانطور كه مي دانيم در نگاه كلي به آسمان و زمين مادي, زمين در آسمان است و اينكه آسمان به زمين بيافتد معني ندارد. پس در اين جمله از زيارت, معنايي بالاتر از آسمان و زمين مادي مورد نظر است.

در معنايي فراتر و دقيقتر مي توان گفت كه منظور از آسمان همان عالم وحدت است و منظور از زمين همان عالم كثرت. بنابراين آسمان, آسمان وحدت است و زمين, زمين كثرت. در اين صورت, معناي اين عبارت اين مي شود كه با ولايت ائمه عليهم السلام است كه آسمان وحدت بر زمين كثرت فرو نمي ريزد.

توضيح اينكه از خصوصيات عالم وحدت اين است كه قواعد و قوانين كثرت از وحدت است كه سرچشمه مي گيرد بنابراين عالم وحدت, عالم كثرت را در خود جاي مي دهد و از آنجا كه موجوديت كثرت به تعينات و محدوديتهاي اوست بنابراين اگر كساني اين تعينات و قيود را براي كثرت حفظ نكنند عالم كثرت در عالم وحدت مضمحل و نابود مي گردد. اينجاست كه اين عبارت معني پيدا مي كند كه اگر ولايت شما ائمه عليهم السلام نباشد, آسمان وحدت بر زمين كثرت فرو مي ريزد.

موضوعي كه در محل خود قابل بررسي است اين است كه برقراري عالم كثرت كه وابسته است به برقراري قيود و تعينات آن با ولايت ائمه عليهم السلام است كه به وجود مي آيد و ولايت ائمه عليهم السلام عوالم كثرت را برپا و برقرار نگه مي دارد و اين يكي از شئون ائمه عليهم السلام است. پس معناي اين فراز از زيارت جامعه كبيره اين است كه و خداوند به واسطه شما آسمان وحدت را از فرو ريختن به زمين نگه مي دارد.

و در انتهاي جمله مي فرمايد مگر به اذن خدا تا اين معني را بفهماند كه تمام اين اتفاقات با اذن و اجازه خداوند است كه واقع مي شود و حتي ائمه عليهم السلام هم با اجازه خداوند است كه مي توانند اين امور را اينگونه اداره كنند نه سرخود و به خودي خود. پس اگر خداوند به گونه اي ديگر اذن نمايد حكم حكم خداست ليكن خداوند خواسته تا اينگونه خدايي كردن را به ائمه عليهم السلام بسپارد تا در عوالم كثرت آنها خدايي كنند و به عبارت ديگر جانشينان خداوند بر روي زمين (زمينهاي كثرت در تمام عوالم) باشند.

 

نويسنده : بهرام محسني نسب (Bahrammn@gmail.com  )

 

و السلام علي من التبع الهدي