نکاتی در تربیت فرزند

نکاتی در تربیت فرزند

۱٫ در تربیت فرزند باید روشی را انتخاب کرد که در کل و در مجموع منجر به تربیت و رشد فرزند شود. تمام روشها و مطالب ذیل باید در کل منجر به رشد کودک شود و بطور مقطعی فایده ندارد.
۲٫ با کودک در یک فضای واقعی باید برخورد کرد. درشتی و نرمی باید با هم توام باشد در جایی که خطا کرد تبعات آنرا ببیند.
۳٫ تربیت یافتگی بزرگترها در تربیت کودک بسیار مهم است تا پدر و مادری خودشان تربیت نشده باشند چگونه می توانند فرزند خود را تربیت کنند.
۴٫ نقاط ضعف و قوت کودک را باید شناخت و بر روی نقاط ضعف او کار کرد.
۵٫ تا سن ۷ سالگی کودک امیر است و هرچه می گوید باید انجام شود اگر کاری را نمی خواهیم انجام دهیم باید فضایی درست کنیم که اصلا کودک درخواست نکند. در این سنین تنبیه فرزند جایگزین کردن است. در این سنین باید هم بازی بچه بشویم. تا ۷ سال حرفها توصیفی است مثلاً “کمک کردن کار خوبی است” و نه بصورت مستقیم.
۶٫ تا سن ۱۴ سالگی از کودک به عنوان مشاور باید استفاده کرد و به او آموزش داد. کمبود محبت برای نوجوان بسیار سخت است تنبیه بچه احساس این است که به خاطر رفتاری محبت پدر و مادرش کم شده است. از ۷ سال به بالا کلام آموزشی امری است.
۷٫ سنین ۱۴ تا ۲۱ سالگی دوره وزارت فرزند است باید در او شخصیت پردازی شود, از او مشورت گرفته شود و از او کار و مسئولیت خواسته شود.
۸٫ محبت باید معقول باشد و محبت معقول براساس مصلحت است نه افراط و نه تفریط.
۹٫ به اندازه ظرفیت , توان و آمادگی فرزند و در جهت توانمندی او باید برای او هزینه کرد. باز گذاشتن و بستن دست باید متعادل باشد.
۱۰٫ محیط و جامعه می تواند اثراتی داشته باشد که تلاش تربیتی خانواده را بی اثر کند.
۱۱٫ حاکمان و سیاست گذاران فرهنگی کشور و برنامه هایی که آنها می ریزند و فضاهایی که در جامعه درست می شود در تربیت فرزند انسان بسیار موثر است.
۱۲٫ برای ظرفیت و توان سنجی فرزند می توان اقدام به آزمون و تست نموده, خود والدین در شناخت فرزند خود تلاش کنند و یا با گرفتن دبیر و مشاوره اقدام نمایند.
۱۳٫ برای غنی سازی اوقات فراغب فرزند باید ابتدا فرزند خود را ظرفیت سنجی کرد تا توانمندیهای او شناخته شود و پس از آن اقدام به برناهم ریزی تخصصی نموده و اقدام نمود.
۱۴٫ بهتر آن است که با رفتار و همل فرزند خود را تربیت نمود اما چنانچه با گفتار و تذکر اقدام به تربیت فرزند خود می نماییم باید تذکر و کلام آرام و نرم بوده و با محبت گفته شود , به حد توهین و تحقیر نرسد , به حد خستگی شنونده نرسد و به زمان و مکان تذکر توجه شود.
۱۵٫ آسیبهای تربیتی موانعی هستند که جلو تربیت صحیح را می گیرند که عبارتند از عدم شناخت و احساس عجز و ناتوانی. در عدم شناخت فرد نمی داند چه کاری خوب و چه کاری بد است و در احساس عجز و ناتوانی فرد خوب و بد را می داند اما نمی تواند آنرا اجرا کند. در از بین بردن موانع تربیت شناخت و معرفت و احساس اعتماد به نفس بسیار راه گشاست.
۱۶٫ جهت بیان مسائل دینی در تربیت فرزند که برخواسته از دستورات خداست دو نوع گفتار است, ارشادی و مولوی. در گفتار ارشادی عقل خوب و بد را می فهمد این مفاهیم کلیاتند نه جزئیات و عقل هم کلیات را مفهمد. در مولوی عقل خوب و بد را نمی فهمد و خدا بر اساس خیر و شر انسانها حکم می کند جهت توضیح این موارد باید متوسل به جهان بینی و فلسفه احکام شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *