دوره‌های زندگی انسان

دوره‌های زندگی انسان

۱-   طفولیت :

دوره رشد بدنی و هماهنگی بدن با اقتضائات این دنیا می‌باشد لذا تمام تلاش در تربیت کودک در همین رشد بدنی و مغزی او است. بنابراین به تغذیه طفل باید رسیدگی کرد همچنانکه خداوند هم شیر را که شیره جان مادر است به بهترین شکل و در عالی ترین شرایط (در آغوش مادر که محل امن و آرامش طفل است) برای او مهیّا است. این دوره تا قبل از دو سال است.

۲-   کودکی :

دوره رشد شخصیتی و روحی مطابق با اقتضائات این دنیا می‌باشد لذا کودک در این سن باید در آرامش‌ترین حالت روانی باشد و شرایط اطراف او مطابق خواسته او فراهم شود که درغیر این صورت انسانی خواهد شد با چالشهای مهم روحی و روانی. این دوره از بالای دو سال تا حدود هفت سال است.

۳-   نوجوانی :

دوره رشد فهم و درک فرد است این است که در این سن فرد علاقمند است همه نادیده ها را ببیند و همه ناشنیده ها را بشنود و با تمام ابعاد این دنیا آشنا شود (اگر ملاحظه می شود که انسان در سنین دیگر هم این حالات را دارد به خاطر این است که در سن نوجوانی این حس او ارضاء نشده است) رشد فرد نوجوان به این است که فردی آگاه او را با تمام ابعاد این عالم به درستی آشنا کند و حقایق و واقعیات این عالم را به او تفهیم کند که اگر این آشنایی به درستی صورت بگیرد فرد بقیه مسیر زندگیش را به درستی تشخیص می‌دهد و چنانچه دارای قلب مریضی نباشد مطابق روش صحیح عمل نموده و به سعادت نائل می گردد بنابراین این دوره بسیار مهم و در سعادت فرد تعیین کننده است. این دوره از بالای هفت سال تا حدود پانزده سال است.

۴-   جوانی :

دوره‌ای است که فرد از بین اموری که در دوره نوجوانی با آنها آشنا شده گروهی را که مطابق با خود می‌یابد انتخاب نموده و آنها را در خود پیاده می‌سازد و به خاطر همین است که این دوره قویترین دوره بدنی انسان است. یعنی خلقت بدنی انسان به نحوی قرار داده شده است که در جوانی بتواند اموری را که سعادت خود می داند در خود محقق کند بنابراین دوره جوانی مهمترین دوره زندگی مادی و دنیایی انسان است. این دوره از بالای پانزده سال تا حدود چهل سال است.

۵-   میانسالی :

دوره بلوغ کامل شخصیتی و فکری است و دوره‌ای است که فرد مشتاق رسیدن به آنهاست و قوانین ماوراء الطبیعی را بهتر درک می‌کند دراین دوره از سن فرد در می یابد که این دنیا کوچکتر و حقیرتر از آن است که فرد بخواهد خود را در آن نگهدارد و محدود به قواعد و قوانین مادی آن شود علی الخصوص که بهره برداری از ابعاد مختلف مادی و دنیایی دردوره جوانی او را نسبت به این دنیا ارضاء می نماید این است که فرد در این سن به مسائل باطنی تر وجود خود بیشتر می پردازد و در صورت اعتقاد به آخرت اعمال آخرتیش را بیشتر و بهتر انجام می‌دهد. سن چهل سالگی سن بلوغ کامل فرد در این دنیاست. این دوره از چهل سال به بالا تا قبل از ضعف و سستی مفرط بدن است که غالبا حدود پنجاه و پنج سال می باشد.

۶-   پیری :

در این دوره ضعف و سستی بر فرد مسلط شده و آنچه را که در دوره های قبل به دست آورده در او ریشه دار می شود و به خاطر ضعف بدنی به آنها تکیه می کند و آنها را پشتوانه خود قرار می دهد لذا دوره جوانی انسان تعیین کننده چگونگی شخصیت فرد در دوره پیری اوست بنابراین کسی که در جوانی خود دنیا طلب و پول دوست باشد در دوره پیری هم پشتوانه خود را مال و ثروت خود را قرار می دهد یعنی محبت فرد به ثروت از جهت محبت او به ثروت در دوره جوانی نیست در جوانی ثروت اندوزی می کرد چون برتری و قدرت خود را در ثروت می دید اما در پیری ثروت اندوزی می کند چون موجودیت و برقراری مادی خود را قائم به آن می بیند لذا بسیار سرسختانه تر و با تمام وجود ثروت را برای خود نگه می دارد. همین مثال در مابقی ابعاد وجودی فرد که در دوره جوانی بدست آورده می باشد خواه ابعاد مادی یا معنوی. یعنی مثلا خدا طلبی او در جوانی و در پیری فرق می کند در جوانی خدا طلبی می کند تا به برتریهای آن برسد و در دوره پیری قوام خود را در آن می یابد. در این دوره کسانیکه در دوره های قبل در راه خدا و الهیات بوده اند دوره رشد کامل بعد معنوی و الهیشان است و تمام کثافات این دنیا را از خود دور کرده و شخصیت خود را با آخرت در می‌آمیزند و به همه امور، کاملاً بصورت الهی می‌نگرند. در این دوره با توجه به ضعف و سستی بدنی فرد گویا خدا می خواهد او را به طور جدی آماده کنار گذاشتن بدن مادی و رفتن به عالم آخرت نماید.

خصوصیات و ویژگیهای بیشتری در مورد هر یک از این دوره ها وجود دارد که بایستی در جایگاه خود بیشتر توضیح داده شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *