شرح فرازهایی از زیارت جامعه کبیره

شرح فرازهایی از زیارت جامعه کبیره

در این سه فراز از زیارت جامعه کبیره می فرماید کسی که خدا را اراده کند از شما آغاز می کند و کسی که خدا را به یکتایی بشناسد از شما قبول می کند و کسی که خدا را قصد کند به شما توجه می کند. این سه جمله، جملات با عظمتی هستند که شدت ارتباط و انطباق ائمه علیهم السلام را با خدا بیان می کند. به این ترتیب که می فرماید :

من اراد الله بدا بکم :
کسی که بخواهد به خدا برسد و طریق سلوک و وصول به خدا را طی کند باید از شما شروع کند این شروع کردن از ائمه به معنای خود را هماهنگ و همانند کردن با ایشان است چرا که ایشان به قدری خود را با خدا منطبق و هماهنگ کرده اند که اگر کسی می خواهد به خدا برسد باید ابتدا خود را با ایشان منطبق کند تا نتیجه این انطباق همان وصول و رسیدن به خدا شود.
و این نیست مگر به این خاطر که ائمه علیهم السلام محل تجلی و ظهور اکمل و اتم اسماء و صفات الهی هستند بنابراین کسیکه می خواهد خود را بالاترین مراتب نور برساند و مقرب درگاه الهی شود باید ابتدا خد را با ایشان هماهنگ کند چراکه در همین زیارت جامعه کبیره می فرماید “انتم الصراط الاقوم” یعنی شما راه پابرجای خدا هستید و معنای این عبارت این نیست که شما فقط راهنمای به سوی خدا هستید بلکه فراتر اینکه شما همان راه خدا هستید یعنی کسی که با شما آمیخت در راه وصول و تقرب به خداست و به این معنی است که هرکس هر مقدار خود را با شما آمیخت به همان اندازه مقرب درگاه الهی شده است.

من وحده قبل عنکم :
در فراز دیگر که می فرماید “کسی که خدا را به یکتایی بشناسد از شما قبول می کند” به این معناست که شما چنان در توحید الهی آمیخته اید که کسی که می خواهد یکتایی خدا را درک و دریافت کند باید نسبت به شما معرفتی پیدا کند تا توحید را از محل اصلی خود که خداوند مقرر کرده بپذیرد. این نیست مگر به این خاطر که ائمه علیهم السلام چنان با خدا آمیخته اند که در مراتب و مراحل توحیدی او غرق هستند لذا کسی که بخواهد توحید و یکتایی خدا را در این عالم کثرات به خوبی درک کند باید حتماً معرفت به ائمه علیهم السلام و به روش زندگی و مشی و نگرش آنها به حقایق عالم پیدا کند تا توحید خدا را از این طریق بتواند دریافت کند. چراکه زندگی و روش ائمه علیهم السلام تماما توحیدی است و این به خاطر فانی بودن آنها در خداوند متعال می باشد بنابراین کسی که می خواهد توحیدی شود باید از این طریق وارد شود و از هر طریق دیگری وارد شود به نقص بر می خورد چراکه توحید از آنجا که یک موضوع بسیطی است در کسی بطور بی نقص اتفاق می افتد که آنرا به تمام معنای خود داشته باشد. کسی که توحید را کامل داشت تمام رفتار , تفکرات و خواسته های او در مسیر توحید الهی خواهد بود و اینان کسانی هستند که می تواند حقیقتاً یکتایی و توحید را از ایشان گرفت.
بنابراین کسی که می خواهد توحیدی شود حقیقتاً اما از طریقی غیر از ائمه علیهم السلام برود به توحید نخواهد رسید و به بی راهه خواهد رفت و فقط این ائمه علیهم السلام هستند که می توانند انسان را به توحید و سعادت برسانند.

من قصده توجه بکم :
این فراز از زیارت موضوع بالاتری را بیان می دارد و می فرماید کسیکه خدا را بخواهد بشناسد و بداند باید به شما توجه نماید. با توجه به مطالبی که در فوق اشاره شد این به این خاطر است که شما ائمه علیهم السلام چنان فانی در خدا هستید و چنان خود را با خدا آمیخته اید و چنان اسماء و صفات الهی را که محل تجلی خدا و عظمت الهی هستند در شما ظهور یافته است که اگر کسی بخواهد خدا را بشناسد و دریابد باید به شما توجه نماید و فراتر اینکه از آنجا که ائمه علیهم السلام برترین ظهورات الهی هستند هیچ کس مانند ایشان نمی تواند چنین مقامی را داشته باشند که توجه به آنها انسان را به شناخت کامل نسبت به خدا برساند و به عبارت دیگر هر مقدار که نسبت به ائمه علیهم السلام معرفت پیدا کند به همان اندازه خدا را شناخته است. هر کس دیگری که محل شناخت خدا توانسته گردد به انازه این اتفاق در او افتاده که با ائمه علیهم السلام آمیخته و با آنها یکی شده است.

و اشهد ان محمداً … لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون
در زیارت جامعه کبیره می فرماید پیامبر را فرستادیم تا تمام دین را ظاهر کند (لیظهره علی الدین کله). ظاهر کردن تمام دین توسط کسی می تواند اتفاق بیافتد که در او تمام دین اتفاق افتاده باشد و تمام دین به معنای تمام مراتب حقایق دین از ظاهر تا باطن آن بنابراین اگر کسی بتواند تمام دین را ظاهر کند باید به تمام مراتب اسماء و صفات الهی رسیده باشد و تمام اسماء و صفات الهی در او محقق شده باشد.
این مرتبه خاص رسول الله است چراکه اوست که تمام مراتب حقایق عوالم در او محقق شده است بنابراین اوست که می تواند تمام دین را ظاهر کند چراکه مقام الله در اوست که به طور کامل محقق شده است و و قتی می گوییم الله بطور کامل در او محقق شده یعنی او الله ی است که احد است.
و در ادامه می فرماید هرچند که مشرکین کراهت داشته باشند و این به آن معناست که درست است که در یک مرتبه مشرکانی که دارای شرک جلی و آشکار هستند و غیر از خدای متعال به خدای دیگری قائل هستند با رسول اییه در دین حقش مخالفت کرده و به آن کراهت دارند اما در یک مرتبه دیگر کسانی هم که دارای شرک خفی هستند نسبت به این دین که دین کاملی است کراهت دارند. این مرتبه از شرک را ممکن است حتی مؤمنین معمولی را نیز شامل شود.
یعنی زمانیکه فردی هرچند مؤمن در درون خود به روال و اوامری که در دین اسلام آمده اعتراض داشته باشد و یا به خاطر خواسته های نفسانی خود اوامری از این دین را عمل ننماید در واقع کراهتی است که او نسبت به این دین دارد و این کراهت به خاطر همان شرک خفی ای استکه در قلب اوست. بنابراین ممکن است حتی ما مؤمنین هم شامل این فراز از زیارت جامعه کبیره بشویم. تنها کسانی از این مرتبه نجات یافته اند که شامل آیات اول سوره انفال شده باشند که می فرماید “اولئک هم المؤمنون حقا” یعنی طبق این آیات حقا مؤمن شده باشند. تنها این روه هستند که بر روش رسول الله اعتراضی ندارند هرچند به صورت قلبی و برای ایشان است درجاتی نزد خدا و معفرت و رزق کریم.
برای نجات از این رذالت که در قالب کراهت از دین اسلام و روش رسول الله خود را نشان می دهد باید فرد تمام تلاش خود را نماید تا دین را بطور کامل بپذیرد و لازمه این آن است که تمام ابعاد وجود خود را با این دین آمیخته نماید یعنی بدن او به گناه آلوده نگردد و تفکرات او مطابق حقیقت دین و قرآن گردد و قلب او از زذایل اخلاق پاک شده و با فضائل آمیخته گردد. این است حقیقت دین که با تمام وجود فرد آمیخته گشته و او را حقیقتا مؤمن نموده است. در بخشتهای مختلف سابت نبی اکرم (صلوات الله علیه) در خصوص روش پاک شدن انسان در این سه بعد مطالبی مهمی بیان ردیده است.

و ما خصنا به من ولایتکم ، طیبا لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزکیه لنا و کفاره لذنوبنا
و آنچه را که اختصاص پیدا کرد برما (مومنین) از ولایت شما پاکی در خلقت ما و پاکی در نفوس ما و تزکیه شدن ما و کفاره گناهان ما. یعنی دارا بودن ولایت اهل بیت(ع) منجر به پاکی انسان در تمام ابعاد وجود او شده و حتی ناپاکیهای ایجاد شده را نیز پاک می نماید و کفاره ای برای معاصی آدمی است. پاکی ایی که خداوند در سوره الشمس یازده بار قسم یاد می کند که بگوید “رستگار شد کسی که پاک شد” لذا کسی که دارای ولایت اهل بیت(ع) است رستگار است و به آنچه که خداوند او را برای آن آفریده دست می یابد . به این ترتیت پاسخ این سئوال که چرا باید دنباله رو اهل بیت بود و چرا ما انسانها باید خود را با ایشان تطبیق نماییم و با ایشان مانوس باشیم به وضوح داده می شود.
نکته مهم این است که در این فراز از زیارت، تمام ابعاد پاکی را می فرماید که از ولایت ائمه برای انسان ایجاد می شود. این ابعاد پاکی عبارتند از پاکی در خلقت، پاکی در جان انسان و پاکی در اعمال انسان و به این هم اکتفا نکرده می فرماید حتی ولایت ائمه علیهم السلام کفاره گناهان انسان هم می باشد. لیکن این را هم باید دانست که ولایت ائمه علیهم السلام که منجر به این پاکی ها می شود برای انسان به وجود نمی آید مگر اینکه ذات و حقیقت انسان دارای سلامتی باشد که توانسته باشد ولایت ایشان را دریافت کرده باشد. رسیدن به این سلامت راههایی دارد که در بخشتهای دیگر این سایت بیان گردیده است.
بنابراین کسی شامل این پاکیها می گردد که حقیقت او با ایمان و اهل بیت علیهم السلام آمیخته باشد. چراکه در این صورت است که فرد می تواند دارای ولایت ائمه علیهم السلام گردد. زمانیکه به ولایت رسید این ولایت متناسب به انازه ای که در فرد محقق شده این اثرگزاریهای پاکی را دارد.

وَبِکُمْ یُمْسِکُ السَّماَّءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاَْرْضِ اِلاّ بِاِذْنِهِ
و به شما است که نگهدارد آسمان را از اینکه بر زمین افتد جز به اذن او
همانطور که می دانیم در نگاه کلی به آسمان و زمین مادی, زمین در آسمان است و اینکه آسمان به زمین بیافتد معنی ندارد. پس در این جمله از زیارت, معنایی بالاتر از آسمان و زمین مادی مورد نظر است.
در معنایی فراتر و دقیقتر می توان گفت که منظور از آسمان همان عالم وحدت است و منظور از زمین همان عالم کثرت. بنابراین آسمان, آسمان وحدت است و زمین, زمین کثرت. در این صورت, معنای این عبارت این می شود که با ولایت ائمه علیهم السلام است که آسمان وحدت بر زمین کثرت فرو نمی ریزد.
توضیح اینکه از خصوصیات عالم وحدت این است که قواعد و قوانین کثرت از وحدت است که سرچشمه می گیرد بنابراین عالم وحدت, عالم کثرت را در خود جای می دهد و از آنجا که موجودیت کثرت به تعینات و محدودیتهای اوست بنابراین اگر کسانی این تعینات و قیود را برای کثرت حفظ نکنند عالم کثرت در عالم وحدت مضمحل و نابود می گردد. اینجاست که این عبارت معنی پیدا می کند که اگر ولایت شما ائمه علیهم السلام نباشد, آسمان وحدت بر زمین کثرت فرو می ریزد.
موضوعی که در محل خود قابل بررسی است این است که برقراری عالم کثرت که وابسته است به برقراری قیود و تعینات آن با ولایت ائمه علیهم السلام است که به وجود می آید و ولایت ائمه علیهم السلام عوالم کثرت را برپا و برقرار نگه می دارد و این یکی از شئون ائمه علیهم السلام است. پس معنای این فراز از زیارت جامعه کبیره این است که و خداوند به واسطه شما آسمان وحدت را از فرو ریختن به زمین نگه می دارد.
و در انتهای جمله می فرماید مگر به اذن خدا تا این معنی را بفهماند که تمام این اتفاقات با اذن و اجازه خداوند است که واقع می شود و حتی ائمه علیهم السلام هم با اجازه خداوند است که می توانند این امور را اینگونه اداره کنند نه سرخود و به خودی خود. پس اگر خداوند به گونه ای دیگر اذن نماید حکم حکم خداست لیکن خداوند خواسته تا اینگونه خدایی کردن را به ائمه علیهم السلام بسپارد تا در عوالم کثرت آنها خدایی کنند و به عبارت دیگر جانشینان خداوند بر روی زمین (زمینهای کثرت در تمام عوالم) باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *