توحید ولایی

جلسه سه شنبه شب –۹۷/۰۵/۰۳

سخنران : آقای محمدعلی معتمدی

بیان احکام

ایام ولادت آقا علی بن موسی الرضا را خدمت همه خواهران و برادران محترم تبریک و تهنیت عرض می کنم انشالله در چنین ایامی خدمت علی بن موسی الرضا در مشهد مقدس عرض ادب کنیم .

مرجع جامع شرایط ویژگی هایی دارد که در رساله ها خصوصیت ها و ویژگی های یک مرجع جامع الشرایط را نقل کرده اند که باید دارای این ویژگی ها باشد: مجتهد، زنده، مرد، حلال زاده ، شیعه دوازده امامی، عادل، عاقل و بالغ باشد و بنابر احتیاط واجب اعلم و حریص به دنیا نباشد.

وقتی که یک فرد مرجع تقلید خود را انتخاب کرد باید احکامی را که آن مرجع تقلید در موضوعات مختلف استنباط کرده را باید فرا گیرد و بر آنها عمل کند .

یکی از راههایی فراگیری احکام، رساله هاست (رساله ای که غلطی نداشته باشد معمولاً دفتر مراجع در ابتدای رساله خودشان می‌نویسند که عمل به دستوراتی که در این کتاب جمع آوری شده جایز است.)

راه دیگر این است که احکام را از طریق خود مرجع تقلید یا دو شخصیت عادل و یا یک انسان قابل اعتماد شنیده، فراگرفته و تقلید و عمل کند.

 

چگونه مرجع تقلید را انتخاب کنیم ؟

یک از راه ها این است که شخص خود خبره بوده و علوم حوزوی را خوانده باشد و بتواند تشخیص دهد که فهم کدام از فقهای حاضر عمیق‌تر و علم و فهمش در استنباط احکام بیشتر است بنابراین چنین شخصی  می‌تواند خودش تشخیص دهد و مرجع خود را انتخاب کند.

یا شهرتی که مفید علم باشد یعنی بین فقهای یک نفراز لحاظ علمی نسبت به بقیه شهرت یافته و مشهور باشد مانند آقای بروجردی یا حضرت امام خمینی در زمان خود.

یا دو نفر عادل تشخیص دهند  از بین فقهای حاضر از چه کسی تقلید کند .

معمولاً فقهایی که به عنوان مرجع تقلید از طرف جامعه مدرسین معرفی شده‌اند از جهت علمی در یک سطح هستند اما فتوای مراجع این است که بین این آقایان از اهل فن تفحص و جستجو کند زیرا در  بعضی از ابواب فقهی برخی نسبت به دیگران اعلم هستند. در بیان احکام بعد از بحث انتخاب مرجع تقلید از نماز آغاز می کنیم.

 

نماز

نماز مقدمات، مقارنات  و مبطلاتی دارد.

مقدمات نماز عبارت است از:طهارت لباس نمازگزار، وقت نماز و قبله

مقارنات نماز یعنی  کارهایی که از ابتدا تا پایان نماز انجام داده میشود که احکامی بخصوصی دارد.

مبطلات نماز نیزکه احکام خاصی دارد.

 

حدیث نورانی سلسله الذهب:

حدیث سلسله ذهب از علی بن موسی رضا که در منابع اهل سنت و اهل شیعه دوازده امامی  نقل شده است و این حدیث آنقدر شریف و نورانی می دانند که اگر بالای سر یک فرد مریضی این حدیث  خوانده شود شفا پیدا می‌کند و یکی از پادشاهان زمان ساسانیان دستور داد که هنگام مرگ این حدیث را روی یک صفحه طلایی بنویسند وهمراه او دفن کنند.

علی بن موسی الرضا در نیشابور که مرکز علم در آن زمان بود و کلاس های دینی برقرار میشد این حدیث را نقل فرمودند.  مردم نیشابور کسانی بودند که عاشق اهل بیت عصمت و طهارت و آقا رسول الله(ص) بودند و بسیار مشتاق بودند و  در آن مدت کوتاهی که حضرت انجا توقف داشتند صمیمیت و رابطه عاطفی عمیقی بین ایشان و مردم نیشابور برقرار شد که حضرت در این مدت کوتاه اثرات عمیقی روی این مردم شهر داشتند. روابط صمیمی و عاطفی بین حضرت ومردم نیشابور از جهت مرکز علمی بودن این شهر یک فرصت طلایی بود برای علی بن موسی الرضا برای این که یک اثر ویژه‌ای روی شیعیان خودشان علی الخصوص مردم این شهر داشته باشند. مهمترین آنها این حدیث است که از حضرت رضا نقل شده است و ۲۴ هزار نفر دست به قلم شدند تا این حدیث را بنویسند چون بدون واسطه در شهر خود، از امام میشنیدند و این حدیث که به حدیث سلسله ذهب معرفی شد و بسیار نورانیست به  عنوان یک زنجیره طلایی و ذرین است چون راویان این حدیث که پشت به پشت آن را نقل کرده اند  همه معصوم هستند و مانند طلا ناب وصاحب عصمت هستند . اما حدیث:

حضرت فرمود: حدیث کرد مرا بنده صالح خدا موسی بن جعفر(علیه السلام ) و جعفر بن محمد ی از ابو جعفر محمد بن علی باقر علم انبیاء از علی بن حسین سید العابدین از سید جوانان بهشت حضرت اباعبدالله الحسین از علی ابن ابیطالب و ایشان از پیامبر گرامی اسلام و ایشان از جبرائیل  و  جبرائیل  از خداوند تبارک و تعالی این سخن را نقل فرمودند:

 

«کلمات لا اله الا الله حصنی و من دخل حصنی عمل من عذابی »

کلمه لا اله الا الله همانند قلعه و دژ محکمی است که هر کس در آن داخل شود از عذاب در امان است .

 

زمانی که مرکب حضرت علی بن موسی الرضا شروع به حرکت کرد حضرت سرشان را از کجاوه بیرون آوردند و ما را صدا کردند و فرمودند: به شرطها و شروطها و انا من شروطها یعنی این اثراتی که برای این کلمه طیبه  لا اله الا الله گفتم شروطی دارد یعنی اگر بخواهد اثراتی برای شما داشته باشد و برای شما دژ محکمی باشد و از عذاب شما را نگه دارد باید این شروط را رعایت کنید و من علی بن موسی رضا یکی از شروط این کلمه ی طیبه هستم.

شرح حدیث:

وقتی گفته می شود که خداوند دارای ولایت است، خداوند ولی است، بر همه موجودات عالم ولایت دارد، وقتی توحید و وجود خدا اثبات می شود که اصلا خدایی هست و خدا چه خصوصیات و چه ویژگی هایی دارد که مهمترین آنها نامحدود بودن خداست، صمدیت خداست که عالم را پر کرده و جای خالی از خدا نیست و اینکه همه موجودات و همه عوالم وجودی معلول و مخلوق خدا هستند و چیزی از خود ندارند بودنشان، رشدشان وحیاتشان همه چیز به دست خداست.این معنای ولایت است.

مانند سایه انسان:  جسم انسان یک سایه دارد که قوام و هستی سایه به پیکره جسم است، این سایه تجلی و ظهور این بدن است این بدن که نباشد سایه هم نیست بنابراین اگر خدا هم نباشد هیچ کدام از موجودات نیستند و عین الربط بودن شان به این دلیل است این معنی ولایت است یعنی خداوند صاحب ولایت است حالا وقتی راجع به انسان صحبت می‌شود که یک انسان دارای ولایت است یعنی این که انسان در مسیر سیر و سلوک در مسیر کمال برای رسیدن به خداوند هر کدام از موانع و حجاب ها را کنار می زند وقتی بنده، بندۀ محضه خداوند می شود دقیقاً خداوند این ولایت را به بنده اش عنایت می‌کند یعنی هر آنچه در عالم می‌خواهد اتفاق بیفتد به واسطه این چنین بنده هایی است که می افتد به قول آقا مرتضی تهرانی رحمه الله علیه  این جز سنت های الهی است عالم اینگونه اداره می‌شود راه گریزی نیست شاید من تحت ولایت یک بزرگی هستم یک شخصی هستم و او تحت ولایت دیگری، انسان ها  و همه موجودات تحت ولایت انسانهای الهی  هستند.

انسان جامع بین همه موجودات است و شبیه  ترین موجودات به خداوند است و می تواند مثل خداوند ولایت داشته باشد و به اذن خدا اداره همه عالم را در دست دارد.  ولی الله و حجج الهی انقدر حجاب ها را کنار می زنند و به خداوند نزدیک تر می شوند بطوریکه اتحاد وجودی بین آنها و خداوند برقرار می‌شود که خدا گونه و الهی می شوند لذا کارهای خداگونه و الهی از آنها سر می‌زند نمی‌گوییم خدا می شوند، خدا نیستند بلکه اتحاد وجود ای با خدا پیدا میکنند.

تجلی و حلول

منظور از اتحاد وجودی حلول نیست حلول یعنی  شی ای در شی دیگر داخل شود که ‌گویند حلول کرد حلول در مورد دو چیز محدود است اما خداوند نامحدود است. در مورد خدا نسبت به مخلوقات و موجوداتش هر چه که می گوییم بحث تجلی است. به عنوان مثال این دست و پا و چشم، همه  من میگن، دست من، چشم من، پای من، این دست نمی تواند بگوید من یک جسم و پیکر مخصوص به خود هستم و استقلال دارم یعنی یک استقلال وجودی برای خودش قائل باشد، می گوید من یک جسمی هستم مربوط به آن من،  یعنی حقیقت من انسان که چیزی از خودش ندارد، پس این دستِ کیست؟ این دست تجلی از آن حقیقت من است لذا جناب ملاصدرا می فرمایند : انفس فی وحدتهی کل القوا،  نفس در وحدتش هم یک حقیقت  است هم همه قواست، وقتی که می‌گوییم خدا در تمام موجودات تجلی کرده یک حقیقت بیشتر نیست آن حقیقت کثرت پیدا کرده است، وقتی می‌گوییم یک انسان تمام منیت ها و حجاب ها را کنار گذاشته و به حق متعال نزدیک شده یعنی خداوند بیشترین تجلی و ظهور را در این انسان دارد ودر مسیر سیر و سلوک، خدا به این انسان چیزهای بیشتری می دهد و هرچه کلید دارد به او می دهد لذا در کار این انسان گره ای نخواهد بود این به معنی ولایت است. و خداوند به اولیاء الهی اجازه تصرف در کائنات را می دهد یعنی می توانند بیمار  را شفا داده،  مرده  زنده کنند و… که همه ی اینها  شدت شباهت و تقرب یک موجود به حقیقت خود را می رساند .

در سوریه غاشیه می فرماید ان الینا ایابهم ثم علینا حسابهم( قطعا بازگشت شما به سوی ماست و برماست حساب و کتاب مردم)  و در جامعه کبیره فرمایند: بازگشت خلق به سوی شماست و حساب خلق با شماست که نشانه شدت اتحاد است در جای دیگر می فرماید همه چیز به واسطه شما شروع شد و شما خط می شود. کار نظام عالم از اهل بیت از خاتم الانبیا آغاز می‌شود به آنها ختم می‌شود انسان این ویژگی را دارد که در این مسیر حرکت کند و خدا ولایت مطلق به او می دهد هدایت مطلقه همانی است که در حدیث می فرماید: یدهه یدالله عینه عین الله لذا انسان به جایی می رسد که چشمش چشم خدا می شود دستش دست خدا می شود و به جایی میرسد که از خود را نمی بیند.

ولایت مطلقه یعنی اگر بخواهیم یک جسمانیت در بین مردم قائل شویم باید به پیامبر و اهل بیت نگاه کنیم یعنی شبیه ترین موجوداتی که می توانستند به خدا باشند. بنابراین کسی که نه خودی می‌بیند،  و برای دیگران هم منی نمی بیند و هر چیزی که  می بیند از اوست این مقام هوهویت می گویند لذا موحد شدن  یک فرد شیعه با ولایت صورت می‌گیرد توحید شیعه توحید ولایی است.

هر کسی که در مسیر اهل بیت حرکت کند این ولایت به او نیز داده می‌شود وقتی آقا مرتضی تهرانی در مصاحبه ی تلویزیونی میفرماید هر بار که مقام معظم رهبری را میبینم البته نه با دو چشم سر بلکه با دوچشمی که خداوند عنایت فرموده هر بار باخلوص تر عمیق تر و پاک تر از قبل هستند این سخن ایشان نشان از الهی بودن و از اولیای الهی بودن  ایشان دارد.

تدوین کننده: خانم محمدی

 

دریافت صوت سخنرانی

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *