پاکی و تزکیه

بسم الله الرحمن الرحیم

متن سخنرانی در هیأت نبی اکرم صلوات الله علیه

تاریخ : ۹/۱۱/۸۹ ، شنبه شب

موضوع سخنرانی : پاکی و تزکیه

 

پاکی و تزکیه

احکام :

فرق بین ح جیمی و  دوچشم

در  دوچشم حنجره بکار نمی افتد اما در ح جیمی حنجره به کار می افتد بدین معنی که شما همان  دو چشم را می گویید اما حنجره تان را به کار می اندازید.

نبایستی ح جیمی را آنقدر غلیظ گفت که صدای خ بدهد.

تفاوت این دو حرف را در قل هو الله احد مشهود است.

 

متن سخنرانی :

خداوند در سوره شمس ۱۱ بار قسم یاد می کند تا بگوید قد افلح من زکها یعنی رستگارشد کسی که پاک گردید این ۱۱ قسم درجه اهمیت قد افلح من زکها را نشان می دهد.

عزیزان توجه کنید که پاک شدن و تصفیه روح اساس آنچیزی است که ما برای آن به این دنیا آمده ایم؛ اما ممکن است شخصی بگوید مگر ما ناپاک بودیم که به این دنیا بیاییم تا پاک شویم؟ برای پاسخ به این سوأل باید پاکی مورد نظر خودمان را تعریف کنیم :

روح انسان به حقارت هایی آلوده می باشد که برای رفع آن باید به این دنیا بیاید اما ناپاکی های روح از جنس ناپاکی های این دنیایی نیست بلکه از جنس پستی و کوچکی است خداوند برای اینکه این پستی ها را از بین ببرد و انسان را وارد بهشت کند او را به این دنیا آورد تا با اتفاقات و ابتلائاتی که برای انسان می افتد او را لایق بهشت گرداند زیرا که بهشت سراسر پاکی و نور است و انسان ظلمانی و ناپاک را در آن راهی نیست.

خداوند در جای جای قرآن از تزکیه و پاکی سخن به میان آورده است اما نکته ایی که باید به آن توجه داشته باشید این است تزکیه و پاکی از چه چیزی باید باشد؟

هر کدام از ما انسان ها در موقعیت و شرایطی که هستیم پاکیمان با دیگری فرق می کند مثلاً یک کسی شرایطش بنحوی است که باید خود را از دروغ و غیبت پاک بکند، کسی دیگر شرایطش بطوری است که باید خود را از غضب و خشم تصفیه کند و کسی دیگر خود را از عدم حضور قلب و محبت های غیر الهی.

سلسله مراتب پاکی و تزکیه در دین اسلام کاملاً مشخص شده است:

  • ترک گناهان و انجام واجبات
  • ترک رذائل اخلاقی و ایجاد خصوصیات حسنه
  • ذکر و حضور قلب و ترک محبت های غیر باطل که در این مرحله وارد عرفان می شویم.

مکرر در مکرر در این مجالس در مورد ناپاکی و گیرهای اخلاقی صحبت کرده ایم اما هرکس باید وضعیت و شرایط خود را بشناسد و بررسی کند نقاط حساس اش چه چیزی است؛ بعد محل پاک شدن او همان نقاط حساس است؛ اکثر مومنین آدم های خوبی هستند عبادت می کنند زیارت می روند قرآن می خوانند اما در موقعیت گناه که قرار می گیرند مرتکب گناه می شوند این وضعیت اصلاً مورد پذیرش خداوند نیست کسی که از یک نقطه, بند به دنیا است و از نقاط دیگر رها شده است نمی تواند پرواز کند و لایق بهشت نیست بلکه باید از تمامی نقاط آزاد شود تا سزاوار ورود به بهشت بشود.

بنابرین مشاهده می شود که اکثر مومنین(بالای ۹۹ %) وضعیت شان این گونه است که خود را از خیلی گیرها رها کرده اند و در خیلی مسائل خوب هستند اما در بعضی مسائل معدود مشکل دارند که باعث شده نتوانند به اون رشد برسند و اشکال اینجاست که آنقدر آنها در آن گیرها می مانند تا خودشان را از آنها رها کنند.

وقتی افراد خود را از تمامی گیرها رها کردند و توانستند پرواز کنند به آنها اجازه می دهند تا یک سلسله حقایق و لطافت هایی را در عالم احساس بکنند.

قرآن می گوید رستگار شد کسی که پاک گردید؛ از تزکیه و تقوی می گوید، تقوی یعنی خود را نگه داری از چیزهایی که در آن گیر داری. گیر یک کسی اینجاست که وقتی به یک شرایطی می رسد که باید دروغ نگوید متأسفانه دروغ می گوید تقوی برای این فرد این است که در این شرایط دروغ نگوید، این پرهیز و دروغ نگفتن منجر به اتفاقی می شود که اسمش پاک شدن است وقتی شخص مرحله به مرحله تقوی را در شرایط دیگر رعایت می کند قدم به قدم به خدا نزدیک می شود.

تقوی هرکس در نقاط حساس و گیر او است وقتی مرحله به مرحله تقوی را پیاده کرد خداوند قدم های بعدی را به او نشان می دهد قرآن می گوید الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا یعنی اگر فرد در راه خودسازی تلاش کرد خداوند مرحله به مرحله راه ها را نشان می دهد و ضعف ها و گیرهای عمیق تر وجود انسان را که ریشه دوانده است را به انسان می نمایاند.

آنجایی که آقای بهجت می گوید ای برادر به علمت عمل کن همین داستانی بود که خدمت شما عرض کردم زمانیکه خواهان این بودیم و تلاش کردیم که عیبمان را رفع کنیم مرحله به مرحله ضعفهایمان را نشانمان می دهند و ما موظف هستیم که این عیوب را در خود رفع کنیم و به مرحله ایی می رسیم که به تک تک موضوعاتی که توی این عالم است توجه نمی کنیم بلکه به باطن و عمق آن موضوعات توجه می کنیم این اتفاق منجر به یک بهجت و لذتی می شود که معنای واقعی آزادی می باشد در این مرحله شما دیگر گیر این انگشتر این لباس اون ماشین اون خونه این رفیق و … نیستید و وجودتان از این گیرها رها شده است وجودتان باز می شود؛ در این مرحله بخاطر درک این حقیقت مثلاً رفیق و زن برای شما لذت بخش می شود.

اینکه نماز من از یک حدی بالاتر نمی رود مطمئناً باید من یک ضعفی داشته باشم زمانیکه من خواستم و تلاش کردم که ضعف هایم را پیدا کرده و آن ها را رفع کنم مشمول آیه الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا می شوم و این اتفاق مسیر رشد و تعالی من می گردد.

زمانیکه به اهل بیت و بزرگان توجه می کنیم؛ در آنها کرامت و بزرگواری هایی را می بینیم که دقیقاً نشانه این است که ناپاکی ها را از وجود خودشان از بین برده اند ؛ فرق بین ما و بزرگان در این است که آنها از ما شاگرد زرنگ ترند یکی عیوب خود را یکی یکی پیدا کرده آنها را رفع می کنند یکی دیگر, یکی در میان این کار انجام می دهد و یکی دیگر سال ها طول می کشد تا یک عیب خود را رفع کند و یکی دیگر عیوبش به مرور زمان بیشتر می شود نتیجه می گیریم که سرعت رشد و تعالی هرکس بستگی مستقیم به میزان و شدت تلاش و کار او در مسیر رشد دارد اینجاست که متوجه می شویم فرق بزرگانی مثل امام خمینی ، آیت اله بهجت ، آیت اله طباطبایی و … به تلاش زیاد آنها در مسیر رشد و تقوی مربوط می شود.

و السلام علی من التبع الهدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *